اصلی ترین ستون خیمه گاه تالشی
چه کار باید کرد تا فرزندان ما تالشی را درست صحبت کنند؟
لیثی حبیبی ( م . تلنگر )
به نظر من به کار بردن این یا آن واژه ی فارسی ، لطمه ی چندانی به تالشی نمی زند. از سویی بسیاری از آن کلمات ، در تالشی نیز بوده اند و ریشه شان بیشتر بر می گردد به پهلوی و تالشی تا به فارسی امروز .
به عنوان نمونه کلمه ی زیبای « واژه » ی پهلوی ، با « واجاواج » و « واتـِن = گفتن » تالشی ریشه ی مشترک دارد و یا این که در روزگاری نه چندان دور ، « خروشیدن » نیز در تالشی کاربردی عام داشته ؛ ولی اکنون از دایره ی رواج آن بسیار کاسته شده و فقط « درِج » های کوه نشین( 1 ) هنوز آن را به کار می برند.
آری ! به کار بردن این یا آن واژه ی دلپذیر پهلوی ، تاتی( 2 ) و فارسی نه فقط لطمه ای به تالشی نمی زند ، بلکه حتی در کامل کردنش می تواند نقش بسیار مؤثـّر داشته باشد. یادمان نرود که تالشی تاکنون شکل نوشتاری نداشته و زبانی بوده است عمدتاً گفتاری . یک زبان گفتاری ( شفاهی ) نمی تواند تمام داشته ها و ویژگی هایش را حفظ کند . تالشی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیست و درست به همین دلیل است که می بینیم در بسیاری از گوشه ها و زوایا دچارنقص و محدویت شده است .
چیزی که در ارتباط با زبان فارسی ، می تواند برای تالشی مرگ آور و نابودکننده باشد ، به قاعده ی تالشی سخن نگفتن است. اصلیترین و مهمترین نکته در این باب بر می گردد به طرز بیان صفت و موصوف . اگر کسی حتی ده ها کلمه ی فارسی به کار ببرد ، امّا صفت و موصوف را درست رعایت کند ، بیشک او تالشی حرف زده است ؛ نه فارسی. تالش هایی که در جمهوری آذربایجان زندگی می کنند ، گرچه در ترک تازی زبان بیگانه ، تقریباً زبان خود را از دست داده اند و بسیاری از آن ها حتی دیگر تالشی بلد نیستند ( 3 ) و یا اگر تالشی صحبت می کنند زبانشان قاطی کلمات ترکی است ؛ ولی آن چه می گویند به قاعده ی تالشی است ؛ چرا که آن ها در کنار زبان بیگانه و غیر ایرانی سخن گفته اند و در نتیجه از قاعده ی تالشی عموماً خارج نشده اند. این در حال ست که ما در کنار زبان خودی فارسی زیسته ایم .
کلمات ترکی در تالشی ما - بخصوص در منطقه ی ماسال - کم و انگشت شمار است ( 4 ) و در عوض ، کلمات فارسی فراوان و پرشمار؛ امّا ضربه ی اصلی را تالشی به خاطر این کلمات نخورده ، بلکه خارج شدن از قاعده ی زبان تالشی است که به این زبان کهن ایرانی لطمه مرگ آور زده است . این قضیه چنان جدی است که نه فقط زبان مردم کوچه را به چنگال خود گرفته ، بلکه حتی دلسوزترین ، فداکارترین و فرهنگی ترین افراد نتوانسته اند از تیر رسش خود را دور سازند.
همان طور که گفته شد ، بیان درست صفت و موصوف در زبان تالشی اصلی ترین مؤلّفه است برای نجات این زبان کهن ایرانی ؛ در غیر این صورت شاید صد سال نکشد تا تالشی در فارسی جان دهد.
نتیجه : عزیزان من ! اگر می خواهید که این زبان کهن ، شعر آلود ، منسجم ، افشرده ، خوش پیکر و عمیقاً ایرانی ، بماند تا دیر و دور ، هرگاه بچه های شما صفت و موصوف را در تالشی به فارسی بیان کردند ، اصلاحشان کنید . بسیاری از ما - از جمله خودم - ، با وجودی که واژه های تالشی را به کار می بریم ، عملاً به خاطر درست به کار نبردن صفت و موصوف ، فارسی صحبت می کنیم نه تالشی . در حوزه ی ادبیّات هم وضع این گونه است : اگر خلاف قاعده ی تالشی شعری بنویسیم ، ممکن است آن شعر را یک فارسی زبان به خاطر کلمات تالشی ای که در آن به کار برده ایم ، نفهمد ؛ اما عملاً آن شعر بیشتر فارسی است تا تالشی . لطفاً به مثال زیر دقّت بفرمائید :
سیف ِ سره دیم ِ اشته کینه ی ناز بری مرا اشت چمون آیینه بساز
چنان که ملاحظه می نمائید ، مصرع اول بیت بالا ، به فارسی سروده شده و در مصرع دوم ، به جای آوینه ی تالشی غلط مصطلح آن در فارسی ، یعنی « آیینه » به کار رفته است . این در حالی ست که در نتیجه ی وفاداری به قواعد تالشی بیت مذکور را می توان این گونه سرود :
سره سیفه اشته دیم نازه کینه چمر خاسه ، دیلر صافه و آوینه
■ ■ ■
زیر نویس ها
1 - اسپه خروش از(خروشیدن) : به یاد دارم که عدّه ای از مردم ماسال با « درج » های کوه نشین ، سر « مندنگاه » زمستانی اختلاف داشتند ، کارشان به دعوا کشید ، به درج ها حمله ور شدند و آن ها فریاد می کردند : « برامه ! » و .... حمله کنندگان بعد ها به شوخی و خنده می گفتند : درج ها به ما می گفتند خانه یتان خراب شود سگ فروش ها . و ....
نکته این جاست که درج ها به آن ها نگفته بودند « سگ فروش » ؛ بلکه گفته بودند "سگ خروش" ؛ یعنی کسانی که خروش سگی دارند و حمله ور می شوند .
بسیاری از این کلمات بسیار اصیل حالا دیگر در تالشی بکار نمی روند ؛ مگر این که از درج یا کواَجی اصیل بشنوی ؛ آن هم به روز ِ دعوا و بیداد و یا در جشن و عروسی ، داد .
2 - تات ها ی کلور هنوز به قاطر استر می گویند. قاطر مأخوذ از ترکی است و استر کلمه ای است بسیار اصیل و ایرانی. در زبان پهلوی هم به قاطر استر گفته می شود. پس همیشه از دیگری گرفتن نه فقط مضر نیست ، بلکه مفید و تکمیل کننده هم هست و چه بسا که به نوعی برگشتن به فرهنگ اجدادی خود نیز باشد ؛ زیرا اجداد ما هم قاعدتاً باید به قاطر استر بگویند .
3 - تالشی آن سوی مرز گاه با ترکی چنان درهم آمیخته که زننده شده است . مثلا ً : وقتی می پرسی حسن آقا ، پسرت که نامزد داشت عروسی کرد؟ و او جواب می دهد: امسال "اِولَ میش" می کند .
4 - در تالشی ماسالی کلمات ترکی بسیار کم است و انگشت شمار ؛ مثل آچق = روشن و باز ، چتین = مشکل ، اولوسی بلوسی = در طب سنتی به کار می رود ، شیوه ی درمان است در طب سنتی . اصل این اصطلاح از « اله سی بله سی » ترکی گرفته شده و ظاهراً باید به وسیله طبیب مشهور به « کرده ملا » وارد فرهنگ تالش شده باشد. تالش های ماسال شکل خلاصه ی آن ( اله بله ) را هم به کار می برند و...