علی نصرتی سیاهمزگی

زبان جلوه‌گاه انديشه و احساس است. بررسي عناصر زباني هر ملت يا قوم ديدگاه آنها را دربارة هستي، خويشتن و ديگران مي‌نماياند. توصيف عناصر زباني، نوع رابطة سخنوران را با پيرامون خويش نشان مي‌دهد و دل‌مشغولي ذهن آنان را بر مي‌تاباند. ويژگي‌هاي روحي و ملي، آداب و عادات هر قوم در پس زبان نهفته است و زبان اقوام در فرهنگ عاميانه يا فرهنگ توده، مجموعه تعبيرات، تمثيلات، کنايات، ضرب‌المثل‌ها، چيستان‌ها، ترانه‌ها، دعاها، نفرين‌ها، رسوم، آداب، عادات، افسانه‌ها و بازي‌هاست.

    اهميت فرهنگ عاميانه در ديرينگي آنهاست. اين فرهنگ سينه به سينه از پيشينيان به نسل امروز رسيده است و از جنبة مردم‌شناختي، زيبايي‌شناختي و زبان‌شناختي شايستة بر رسيدن است. دير زماني نيست که انسان به جايگاه فرهنگ عامه پي برده و در گردآوري آن کوشيده است. براي نخستين‌بار، در اوايل قرن 19م، دو برادر آلماني؛ (Wilhelm Grimm) و (jacob Grimm) قصه‌هاي آلمان را به نام« افسانه‌های کودکان و قصه‌هاي خانه» چاپ کردند. فرهنگ عاميانة ايران را نخست‌بار پژوهشگران غير ايراني گرد آوردند. کنت دوگوبينو و الکساندر خودزکو  تعزيه‌هاي ايراني را گرد آوردند. هانري ماسه در سال 1925م، قصه‌هاي عاميانة ايران را در پاريس چاپ کرد. از ايرانيان آقاجمال خوانساري نخستين کسي بود که آداب و رسوم عوام را در کتاب عقايد النساء، معروف به کلثوم‌ننه، گرد آورد. پس از مشروطه، دهخدا و جمال‌زاده اصطلاحات عاميانه را وارد نثر کردند. احمد کسروي در اهميت فرهنگ عاميانه نوشت و صادق هدايت بنيان اصلي گردآوري فرهنگ عامه را گذاشت. او در سال1310 اوسانه و در سال1312 نيرنگستان را چاپ کرد (آرين‌پور، 1379: ص 445-451). گردآوري فرهنگ عاميانة اقوام ايراني به شناخت بیش‌تر اين اقوام کمک مي‌کند و بررسي و تحليل آنها لايه‌هاي مبهم يا پنهان زندگي آنها را روشن مي‌کند. و ... ادامه ی مطلب ...