فرهنگ موضوعی تالشی به فارسی، نمونه اي از يك پژوهش روشمند
|
محمود رنجبر واژهها عناصر سازهاي زبان هستند، زنده و پویا متولد ميشوند، ميبالند، و گاه به كام فراموشی و فروپاشی فرو ميروند. بررسی تطبیقی و ریشهشناختی واژهها، و در پی آن گویشها و زبانهاي مختلف به حلقهاي شگفتانگيز به نام «وحدت زباني» ميانجامد. حلقهاي مفقوده كه بسياري از زبانشناسان بر انسجام زبانهاي امروزي و منشأ آنها از يك يا چند زبان محدود در گذشتههاي دور پاي ميفشارند و با بررسي و تطبيق گویشها و زبانها به دنبال آن هستند تا به کشف زبان یا مجموعهاي محدود از خانوادة زبانها نايل گردند. لغت فرس اسدي، فرهنگ قواس، صحاح الفرس، فرهنگ جهانگيري، لغتنامة دهخدا، فرهنگ فارسی معين، و در اين اواخر فرهنگ فارسی انوری تلاشهاي ارزشمندی است که با روشهاي مختلف براي معرفي و حفظ واژگان و همچنين ايجاد منابعي موثق براي زبانشناسان آتي با هدف ياد شده و رسيدن به موضوع و كشف ايدة «وحدت زباني» صورت میگیرد. در سالهاي اخير تلاشهاي گستردهاي از سوي محققان براي ثبت و ضبط گويشهاي محلي صورت گرفته است. البته، در اين ميانه ذوقهاي سليمي نيز به واسطة علاقه به زبان مادري در تلاشي مضاعف براي جمعآوري گويشهاي محلي اقدام كردهاند كه البته به دليلِ آشكار عدم عنايت به متد دانشگاهي و فصول مترتب بر پژوهشهاي زبانشناختي در پارهاي موارد نه تنها به حفظ كيان گويشها كمك نكرده، بلكه محققان جوان و برآمدگان نسلهاي آتي را نيز با مشكل جدی مواجه میسازد. شايد سادهترين مثال براي اين مهم، عدم توجه به گسترة تاريخي و به تعبیری خَلطِ مسائل درزماني و همزماني گويشها باشد. و ... ادامه ی مطلب ... |