( پایگاهی برای شناخت بیشتر داشته های زبانی-ادبی قوم ایرانی تالش )
تلفـّظ درست واژه ای که در نشانی این وبلاگ آمده، vəlajār است. «وله جار» یک کلمه ی تالشی و معادل «گـُلزار» فارسی ست. چنان که از عنوان این پایگاه و توضیح کوتاه ذیل آن برمی آید، این گـُلزار کوچک به منظور شناخت و شناساندن هرچه بیشتر «زبان و ادبیـّات» قوم ایرانی «تالش» ایجاد شده است. «تالش» ها امروزه به طور عمده در دو کشور ایران و جمهوری آذربایجان (اران) به سر می برند. در ایران، نیمه ی غربی استان گیلان، از سفیدرود تا آستارا - به موازات رشته کوه های تالش - و نیمه ی شرقی استان اردبیل - به ویژه شهرستان های نمین و خلخال - محل اسقرار قوم تالش اند. در جمهموری آذربایجان نیز مناطق جنوب شرقی این کشور، سرزمین آبا و اجدادی تالشان آن دیار را شکل می دهند. بنا بر آن چه که اسناد تاریخی در اختیارمان می گذارند، وسعت سرزمین تالش در سده های گذشته، بسیار بیشتر از وضعیـّت کنونی بوده که متأسفانه به دنبال عوامل مختلف به مرور از میزان آن کاسته شده است. ناگفته نماند که همین باقی مانده ی تالش بزرگ هم در نتیجه ی پیشرفت زبان های ترکی و گیلکی و اعمال پاره ای از سیاست های شوونیستی حکومت باکو، روز به روز کوچک تر و کوچک تر می شود. زبان قوم تالش، یعنی«تالشی»، یکی از زبان های ایرانی نوی شمال غربی ست که با توجه به جغرافیای تاریخی تالش بزرگ، باید گفت که در سـده های گذشـته در پهنه ی نسبـتاً گستــرده ای از شمــال غرب ایران آن روزگار رایج بوده ؛ ولی بر اثر نفوذ زبان های دیگر، مخصوصاً ترکی، به مرور از دایره ی گسترش آن کاسته شده است. این زبان ایرانی جدید، اکنون در امتداد رشته کوه های تالش، در استان های گیلان و اردبیل ایران و نیز در نواحی جنوب شرقی جمهـوری آذربایجان به کار می رود. تالشی از تنوّع گویشی و لهجه ای بسیار برخوردار است؛ امّا تالش شناسان و پژوهندگان زبان های ایرانی، گویش های این زبان را به سه دسته ی کلّی «شمالی، مرکزی و جنوبی» تقسیم کرده اند. «گویش شمالی»، تالشی رایج در جمهوری آذربایجان، مناطق تالش نشین اردبیل (نمین و عنبـران)، آستارا و بخش اعظم شهرستان تالش فعلی را دربرمی گیرد و از نظر وسعت جغرافیایی، بزرگ ترین گویش تالشی ست. «گویش مرکزی»، شامل تالشی رایج در مناطق جنوبی شهرستان تالش و شهرستان رضوان شهر می باشد و «گویش جنوبی» نیز، تالشی شهرستان ماسال، بخش هایی از صومعه سرا، شهرستان های فـومن و شفــت و برخی از مناطق تالش نشین شهرستان های رشت و رودبار را پوشش می دهد. در میان زبان های ایرانی نوی نیمه ی غربی، «آذری» یا «تاتی جنوبی»، به علاوه ی برخی از گویش های رایج در نواحی مرکزی ایران، آن چنان با تالشی در پیوند اند که در حقیقت باید مجموعه ی آن ها را باهم و به عنوان گویش های بازمانده از یک زبان ایرانی مورد مطالعه قرار داد. ارتباط و پیوستگی گویش تاتی رایج در «درِه ی شاهرود خلخال» با تالشی تا بدان پایه است که به اعتقاد برخی از محقـّقان، باید تاتی شاهرود را یکی از گویش های تالشی به شمار آورد. بعد از تاتی جنوبی و گویش های مرکزی ایران، پیوستگی واژگانی و دستوری گیلکی، تبری، کردی و بلوچی (به عنوان دیگر زبان های ایرانی شمال غربی) با تالشی بسیار چشم گیر و حائز اهمیّت است. جدای از این، تالشــی با زبان ها و گویش ها ی ایرانی شرقی نیز ویژگی های مشترک و نزدیک بسیار دارد؛ چیزی که کمتر به آن توجـّه شده است. به لحاظ نوشتاری، تالشی یک زبان نوپاست و درست به همین دلیل پیشینه ی ادبی آن عمدتاً شفاهی ست. تالشی نوشتاری و ادبی حدوداً یک سده سابقه دارد. پیوستگی فعالیـّت های ادبی تالش زبانان جمهوری آذربایجان به جهت ضرورت های خاص آن سامان، بیشتر از این سوی مرز بوده است. در ایران، کوشش های ادبی جدی تالشان در قالب زبان مادری شان در واقع از دهه ی پنجاه خورشیدی آغاز شده و در دو دهه ی هفتاد و هشتاد، شتاب چشم گیری به خود گرفته است. در حال حاضر، حجم آثار ادبی منتشر شده ی تالش شمالی (تالش آذربایجان) به مراتب بیشتر از آثاری ست که در تالش جنوبی (تالش ایران) روانه ی بازار شده اند؛ امـّا تلاش های ادبی - هنری تالشان ایران در دو دهه ی اخیر نشان از خیزشی عظیم در این سوی مرز دارند؛ خیزشی که می تواند به زودی در سرنوشت تالشی نوشتاری و ادبی تأثیری ژرف و عمیق بر جای بگذارد.