«ده نكته» به عنوان پيش درآمدي كوتاه بر شناخت آثار دكتر علي عبدلي
فرزاد بختیاری مرکیه
توضيحي كوتاه:مطلبی را که در پی می خوانید،اخيراً در يادنامه ي دكتر عبدلي به چاپ رسيده است. از آن جايي كه در يادنامه، تغييراتي در اين كوتاه نوشته به وجود آمده و خطاهايي بدان راه يافته،اصل آن را كه پيش از اين عيناً براي دبير يادنامه (جناب آقاي حسين صفري سيدآبادي فومني) فرستاده بودم، در اين پايگاه مي آورم تا خواننده ي ارجمند تصور نفرمايد كه نگارنده ي ناچيز پس از شانزده - هفده سال تدريس نگارش و ويرايش و علوم متعلّقه، از «دانش ويرگول - نقطه»بي بهره است!
□ □ □
1- مجموعه ي آثار كهن و نوي موجودي كه به نوعي مي توان درباره ي «سرزمين و قوم تالش» اطـّلاعاتي از آن ها به دست آورد، در يك نگاه به دو دسته ي كلـّي قابل تقسيم اند: الف) آثاري كه مستقيماً به تالش نمي پردازند؛ امّا بنا بر دلايل و مناسبت هاي مختلف، ذكري از تالش نيز در آن ها به ميان آمده است. ب) آثاري كه مستقيماً به تالش مي پردازند و فلسفه ي وجودي آن ها كلـّاً يا بعضاً با مسايل و مباحث گوناگون سرزمين و قوم تالش گره خورده است.
هر كدام از اين دو دسته ي كلـّي خود به دو دسته ي ريزتر، يعني «آثار مكتوب» و «آثار غيرمكتوب» تقسيم مي شوند.
2- آن گاه كه از «تالش شناسي» و چند و چون آن به عنوان شاخه و زير مجموعه اي از ايران شناسي سخن به ميان مي آيد، به اجبار سر و كار ما با آثار دسته ي «ب» خواهد بود.
بي گمان تالش شناسي با نخستين آثاري كه به صورت مشخـّص به شناخت و شناساندن تالش پرداخته اند، پا به عرصه ي وجود گذارده است؛ امّا تعيين اين كه اوّلين آثار مربوط به حوزه ي تالش شناسي دقيقاً كدام اند و به چه «زمان، مكان، اشخاص و زباني» تعلـّق دارند، كار آساني نيست. با وجود تلاش هايي كه در رابطه با كتاب شناسي تالش صورت گرفته، به نظر مي رسد هنوز نمي توان با قاطعيـّت تمام در اين زمينه سخن گفت.
آن چه در اين خصوص در اختيار داريم بيشتر مربوط به آثار مكتوب دسته ي «ب» است. توضيح اين كه برخي از پژوهشگران و پديدآورندگان منابع معاصر تالش شناسي كوشيده اند تا فهرستي هايي به شكل عام يا خاص از آثار مكتوبي كه مستقيماً به تالش مربوط مي شوند، به دست دهند (براي نمونه ر.ك: مدني،1369؛ عبدلي،1380: 49-36؛ حاجت پور،1383: 34-30؛ رضايتي،1386: 20 - 19)؛ ولي مطمئناً نمي توان ادّعا داشت كه اين فهرست ها همه ي آثار مد نظر را در خود دارند. رسيدن به فهرستي دقيق در اين رابطه و ارائه ي كتاب شناسي كامل تالش، يقيناً به دقـّت، پژوهش و زمان بيشتري نياز دارد.
□ □ □
3- آثار جناب آقاي دكتر عبدلي عمدتاً مكتوب اند و اكثر آن ها به صورت ويژه به حوزه ي تالش و تالش شناسي ارتباط پيدا مي كنند.
4- آثار مكتوب مربوط به حوزه ي تالش و تالش شناسي ايشان را مي توان با توجـّه به «نوع نوشته» در چهار گروه جاي داد: آفريده هاي ادبي (آثار ادبي)، ترجمه، تصحيح و تأليفات و تحقيقات (آثار گردآوري شده و پژوهشي).
آفريده هاي ادبي وي را اساساً سروده هاي تالشي (تالشي - تاتي) شكل مي دهند و براي ترجمه و تصحيح هم در ميان آثارشان بيشتر از يكي دو نمونه نمي توان يافت؛ لذا بيشتر اين آثار در گروه چهارم، يعني «تأليفات و تحقيقات» جاي مي گيرند.
لازم به ذكر است كه علاوه بر آثار فوق، اين پژوهشگر و شاعر توانسته در دهه ي هفتاد خورشيدي با استفاده از امكان و امتياز بعضي از نشريات گيلان، دست به انتشار چند ويژه نامه تحت عنوان «ويژه ي تالش» نيز بزند.
5- مجموعه ي آثار اين چهار گروه كه اكثراً در قالب «كتاب» و «مقاله» منتشر شده اند، فقط به يك زمينه و رشته ي خاص مربوط نمي شوند؛ بلكه در گستره ي وسيع تالش شناسي به زمينه ها و رشته هاي گوناكوني چون ادبيـّات، زبان شناسي، تاريخ، مردم شناسي، موسيقي و ... مرتبط مي گردند.
6- آثار مذكور در مقايسه با كار اكثر تالش شناسان، «پرتعداد» اند. دست كم تا اين لحظه در ميان تالشان ايران و تالش شناسان غيرتالش و غيرايراني، كمتر كسي را مي توان به دست داد كه درباره ي تالش به اندازه ي دكتر عبدلي اثر پديد آورده و منتشر كرده باشد. ناگفته نماند كه نگارنده درباره ي آثار «تالشان» جمهوري آذربايجان و ديگر كشورها اطـّلاع دقيقي ندارد؛ شايد در ميان تالشان اين كشورها كساني باشند كه آثار پرشماري در اين حوزه خلق و تدوين كرده باشند.
7- يقيناً عبدلي اوّلين كسي نيست كه درباره ي تالش قلم زده است؛ قبل از وي كساني بوده اند كه در اين حوزه ورود كرده و آثاري بر جاي گذاشته اند (كافي است براي صحـّت اين مطلب، منابعي كه ذيل شماره ي «2» همين نوشتار به آن ها ارجاع داده ايم، ديده شوند). با وجود اين، تلاش و كار وي در اين حوزه قابل توجّه است؛ چرا كه اوّلاً در ميان تات - تالشان ايران ايشان جزء نخستين كساني است كه قدم در راه شناخت و شناساندن تالش گذاشته، ثانياً در مقايسه با ديگر پيشكسوتان اين سوي مرز، به طور جد در اين راه و حوزه پاييده و كار كرده و چنان كه اشاره شد، آثار پرشماري تأليف و تدوين كرده است. به بياني ديگر مي توان گفت كه وي از جمله ي معدود كساني است كه وقت و عمرش را از سپيده دم جواني تا كنون به طور ويژه در اين راه صرف كرده است.
8- پيش از اين آورديم كه آثار عبدلي به زمينه هاي گوناگوني چون ادبيـّات، تاريخ، زبان شناسي، مردم شناسي، موسيقي و ... در گستره ي تالش شناسي مربوط مي شوند؛ در اين راستا بايد گفت: امروزه هر كدام از زمينه هاي مذكور چه در محدوده ي فرهنگي - جغرافيايي يك قوم و ملـّت و چه در پهنه ي جهاني، خود رشته هاي مستقلي هستند؛ رشته هايي همراه با ريز رشته ها، گرايش ها و شاخه هاي بسيار متنوّع و فراواني كه اتـّفاقاً به دليل روز افزوني حجم اطـّلاعات و تخصّصي شدن دانش، پيوسته بر شمار آن ها افزوده مي شود و هر يك زبان، اصطلاحات و تعابير خاص خود را دارند.
از اين رو طبيعي است كه بر خلاف قرون گذشته، در روزگار ما ديگر نمي توان توقـّع و انتظار داشت شخصي پيدا شود كه بر تمامي اين رشته ها به صورتي تخصّصي اشراف داشته باشد. و اگر كسي بخواهد به هر دليلي در همه ي اين رشته ها ورود كند، نتيجه ي كارش خالي از خلل و كاستي نخواهد بود.
در مجامع علمي جهان امروز، قبل از هر چيز به «پايبندي به اصول تحقيق و پژوهش، تخصّصي برخورد كردن با موضوعات و مسايل و به كار بستن زبان خاص و به روز هر علمي» توجـّه جدّي مي شود. درست به همين دليل است كه برخي از دانشگاهيان و دانش آموختگان تالش و غير تالش بر دكتر عبدلي خرده گرفته و جداي از سروده ها، ديگر آثارش را در غالب موارد فاقد ويژگي ها و امتيازات تخصـّصي و علمي لازم مي دانند.
9- به نظر نگارنده ارزش و اهميّت كار افرادي چون عبدلي به خاطر پديدآوردن آثار تحقيقي و تخصّصي گران سنگ و كم نظيري درباره ي ابعاد و جنبه هاي مختلف سرزمين و قوم تالش نيست، بلكه بيشتر بدين دليل است كه اين بزرگواران آغازگران راهي بوده اند كه به بيداري تالشان انجاميده است.
پر واضح است كه در آثار اين پيشكسوتان نقص ها و كاستي ها وجود دارد؛ ولي در برابر خدمتي كه همين آثار به حفظ هويت و داشته هاي تالش و معرّفي اين قوم ايراني ريشه دار فراموش شده كرده اند، مي توان از همه ي ضعف هاي آن ها چشم پوشيد.
شكي نيست كه اگر آثار دكتر عبدلي نبود، امروز خلأ عظيمي در جنبش فرهنگي تالشان ايران احساس مي شد و چه بسا هنوز تالش هاي اين سوي مرز از بسياري از داشته هاي خود بي خبر بودند.
□ □ □
10- آغازگران هر راهي ناگزير از كاستي در كار و اشتباه هستند. پيشگامان جنبش فرهنگي تالش و تالش شناسي نيز از اين قاعده بركنار نبوده اند؛ مهم اين است: افرادي كه تازه در اين راه قدم مي گذارند و وارد اين وادي مي شوند، با وجود تلاش ها و تجربه هاي پيش رو، دچار اشتباهات پيشكسوتان و كاستي هاي كار آن ها نشوند. اين امر زماني محقـّق مي گردد كه آثار و شيوه هاي كار گذشتگان با دقـّت و به دور از تعارف هاي معمول مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد.
آن چه كه تالش شناسي و جنبش فرهنگي تالشان را بيشتر به ثمر و نتيجه خواهد نشاند تلاش و كوشش همراه با واقع بيني، تخصّص و روحيه و رويه ي علمي است.
پرفروغ باد چراغ بيداري و خرد!
____________________________
منابع:
1- حاجت پور حميد، 1383: زبان تالشي (گويش خوشابر)، نشر گيلكان، رشت.
2- رضايتي (رضايتي كيشه خاله) محرّم، 1386: زبان تالشي (توصيف گويش مركزي)، فرهنگ ايليا، رشت.
3- عبدلي علي، 1380: فرهنگ تطبيقي تالشي، تاتي، آذري، شركت سهامي انتشار، تهران.
4- مدني رضا، 1369: «كتاب شناسي و بررسي واژه نامه ها، دستورنامه ها و نوشته هاي گيلكي، ديلمي و تالشي»، گيلان نامه، جلد دوم، به كوشش م. پ. جكتاجي، نشر طاعتي، رشت، صص 397 - 336 .