پيش در آمدي بر خط تالشي
امید م.
خواندن و نوشتن راهي براي انتقال مفاهيم است. براي فهم يك مطلب بايد ما بتوانيم مطلب را بخوانيم و مهمتر آنكه، زباني كه مطلب به آن نوشته شده است رابدانیم. كمتر اتفاق مي افتد كه كسي بخواهد مطلبي را بخواند در حالي كه زبان آنرا نمي داند، پس بحث برروي اين است كه چگونه زباني را كه مي دانيم؛ بنويسيم و بخوانيم.
تالشي(تاتي) از زبانهايي است كه ظاهراً آثار نوشتاري باقي مانده(يا در دست) ازاين زبان كمتر بوده و بحث نوشتن و خواندن اين زبان مقوله اي است كه در يكي دو دههء اخير مطرح شده است. البته يادمان نرود در بررسي زواياي تاريخي زبان تالشي، شواهدي وجود دارد كه در گذشته ها خواندن و نوشتن اين زبان وجود داشته است. اما فاصلهء زماني نسبتاً طولاني سبب شده است كه امروزه در ايران، در بين تالشها ، مشكل خواندن و نوشتن تالشي بصورت مسئله اي مهم در امده است. قابل ذكر است كه در جمهوري آذربايجان خواندن و نوشتن تالشي در بين تالشان، خوب رواج يافته است ، اما نه در همه سطوح.
اين مسلم است كه اگر كسي بخواهد به زباني بنويسد يا بخواند بايد نسبت به خواندن و نوشتن آن زبان «باسواد» باشد. يعني:
۱ - زبان را بداند.
۲ - حروف ، صداها والفباي خط آن زبان را بشناسد و بتواند آنها را بنويسد و بخواند.
۳ - در نوشتن و خواندن واژه ها ، تركيبات و جملات آن زبان تمرين كرده و تبحر داشته باشد.
بگذارید برای بیان بهتر این مفهوم ، نمونه ای بیاورم : ممكن است كساني باشند ، كه حرف زدن فارسي و سخن گفتن به اين زبان را بدانند، بازهم، به اصطلاح «بيسواد» باشند، يعني نتوانند به رواني بنويسند و بخوانند. در واقع منشاء بي سوادي هم همين مورد سوم است و گر نه در يك كشور اكثراً زبان رسمي را مي دانند و ياد گرفتن حروف هم كاري نمي برد، نوشتن و خواندن است كه تمرين و مشق فراوان مي برد. و سواد آموزان هم در اين مورد كم مي آورند.
در طول چند سال ،هم به يك خط معيني خواهيم رسيد
و هم «ســواد» خواندن و نوشتن تالشي رواج مي يابد.
امــروزه بعضاً اشــعاري يا مطالبي به زبان تالشـي و با
حــروف فارسي منتشر مي شـوند ولي در خواندن اين
نوشته ها مشكل اساسي وجــود دارد. عــلاقه منـدان
پس از يكي دوبارخــــواندن و تجـــزيه و تحلــيل، موفق
مي شـــوند متــن مذكـــور را روان بخــــواننـد.البته اين
در حالــي است كه اگر هـمـان متـن را به آنــها ديكــته
نمـاييــم ،قادر نيستندمثل هـمـان نوشته كه از روي آن
خوانده اند ، بنويسند.
با اين توضيح، به موضوع خط نوشتاري تالشي بر مي گرديم. بر فرض خطي ( الفبايي ) براي نوشتن اين زبان مشخص گرديد. كه البته چند علامت مي باشند و بس؛ مثلاً حروف الفبايي كه براي فارسي بكار مي رود. وظيفهء زبانشناسان است كه بررسي كنندو تشخيص دهندكه ، آيا اين حروف براي نوشتن تالشي كافي است يا كم و زياد است و يا بايد تغييراتي در آنها داده شود.
نكته: توجه شود فراخور نبودن حروف و زبان يك مشكل همگاني ست براي نمونه در فارسي حروف زايد زياد داريم. يا بعضاً براي نوشتن يك حرف يا صداي مشخص از تركيب چند حرف استفاده مي شود. و يا در خط نوشتاري انگليسي هم همين بحثها مطرح است. ولي بهر حال خواندن و نوشتن اين زبانها به خوبي رواج دارد. (اين موضوع در بحث ما نمي گنجد. )
پس اول بايد خط نوشتاري اختيار گردد. هر چند تالشي يك زبان كاملاً آريايي و هند و اروپايي است و با الفباي اين زبانها تالشي را بهتر مي توان نوشت اما بدلايل گوناگون -بويژه آشنايي تالشهاي ايران-بهتر است از همين الفباي فارسي استفاده شود. فرضاً مي خواهيم با الفباي فارسي (32 حرف)، تالشي بنويسيم و بخوانيم. تالشهايي كه سواد خواندن و نوشتن فارسي دارند، اين 32 حروف را مي شناسند و نوشتن و خواندن هر كدام رامیدانند. ضمناً هر كس كه تالش باشد زبان تالشي را مي داند. اما مشكل اينجاست كه ما سواد خواندن و نوشتن تالشي را نداريم. يعني چون تمرين و مشق نكرديم. نمي توانيم بنويسيم و بخوانيم. از اين گذشته براي نوشتن واژه هاي تالشي ممكن است همه از يك شكل استفاده نكنيم. يعني يكي بيايد يك واژه را جوري بنويسد. ديگري جور ديگر. بطور كلي هر كسي به روش خودش بنويسد و بخواند. لذا دو نفر پس از مدتها مشق و تمرين و مسلط شدن به نوشتن و خواندن به روش خودشان، باز نتوانند خطهاي همديگر را بخوانند.
راه كار پیشنهادی
اول بايد زبان تالشي را بدانیم. كه البته اين حل شده است چون فعلاً ما تالشها مي خواهيم تالشي بنويسيم و بخوانيم.
دوم بايد حروفي را براي صداهاي مختلف فارسي اختياركنيم. توضيح اينكه، فارسي حروف زايد بسيار دارد، مثال: چهارحرف عربي،ز،ض، ظ ذ كه درواژه هاي فارسي به يك شكل تلفظ مي شوند. اما چون فارسي واژه عربي بسيار دارد. املاي آنها مختلف است.
سوم لااقل يك گروه چند نفره از اهل انديشه ، قلم ومتخصصان زبان شناسي در تا لش كه علاقه مند به موضوع هستند. دورهم آيند و متنهايي را بنويسند و براي واژه هاي مطروحه شكل ثابتي را قرار داد كنند.(1) (با اندک اطلاعی که نگارنده از انجمنهای ادبی تالش دارد ظاهرا چنین موضوعاتی در آنها مطرح نمی شود .این انجمنها اساساً" انجمن شعر" خوانده می شوند نه انجمن ادبی.) مثلاً به توافق برسند كه آيا « خوام » بنويسند يا « خام » ( به معني مي خواهم ) سپس قواعد و قرار دادها را همراه با مثالها و متون آساني در كتب و نشريات، انجمنهاي ادبي منتشر نمايند.
چهارم پس از اين مراحل، علاقه مندان ، با اين قراردادها بنويسند و بخوانند، مشق و تمرين كنند. و در واقع نسبت به خواندن و نوشتن تالشي باسواد شوند.
به مرور زمان افراد مختلف پيشنهادات گوناگوني را ارائه خواهند نمود و در طول چند سال هم، به يك خط معيني خواهيم رسيد و هم «سواد» خواندن و نوشتن تالشي رواج مي يابد. امروزه بعضاً اشعاري يا مطالبي به زبان تالشي و با حروف فارسي منتشر مي شوند ولي در خواندن اين نوشته ها مشكل اساسي وجود دارد. علاقه مندان پس از يكي دوبارخواندن و تجزيه و تحليل موفق مي شوند متن مذكور را روان بخوانند. البته اين در حالي است كه اگر همان متن را به آنها ديكته نماييم قادر نيستندمثل همان نوشته كه از روي آن خوانده اند؛ بنويسند. بهر حال مهمترين عامل در خواندن و نوشتن تالشي اينست كه اين فعاليتها استمرار داشته باشد. يعني مطالبي كه مورد علاقهء مردم است منتشر گردد تا آشنايي اوليه حاصل شود.
30/6/77
پی نوشت:
(1) چون كار برروي تمام واژه هاي تالشي- بدليل گستردگي واژه ها – زمان بسيار مي طلبد اين روش پيشنهاد مي شود.
منبع : ماهنامه ی " بهار تالش " ، سال دوم ، شماره ی ۵ ، خرداد و تیر ۱۳۸۴ ، صص ۹ - ۸