|
|
|
|
|
مصدر و ساخت آن در گويش تالشی دكتر محرم رضايتي كيشه خاله - استاديار دانشگاه گيلان 1. مقدمه در قلمرو جغرافيايي اغلب گويش ها، گونه هاي زباني متعددي وجود دارد كه از نظر آوايي، و گاه، دستوري از هم متمايزند. گستردگي حوزة اقليمي گويشوران، وجود موانع طبيعي، چون كوه ها، رودها و دره ها، زندگي عشيره اي و قبيله اي، عدم وجود خط و آثار فرهنگي مدون و... از جمله عواملي هستند كه در ضعف يا گسستگي ارتباط گويشوران با يكديگر، و در نتيجه، تنوع گونه اي گويش ها، به ويژه در روزگاران گذشته، نقش مؤثري داشته اند. بديهي است سرعت تحول گونه هاي مختلف گويش ها يكسان نيست و مانند دگرگوني زبان هاي رسمي، به عوامل زيادي بستگي دارد. بررسي تطبيقي و تاريخي زبان ها در حوزه هاي مختلف، ميتواند در يافتن خط سير تحولات، و تعيين وجوه مشترك آنها بسيار راهگشا باشد. مصدرها و همچنين فعل ها از جمله عناصري هستند كه ساختمان دستوري آنها كمتر، یا به تعبیری دیگر، به كندي تغيير و تحول پيدا مي كنند. با مطالعه، استخراج و توصيف درست آنها مي توان بسياري از ويژگي هاي گويش هاي مختلف را كه در طي قرون حفظ شده است، باز شناخت. ... و ادامه ی مطلب ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 5:6 بعد از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||
|
|
|
||||
ادامه مطلب |
|||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 0:45 قبل از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
|||||
|
|
|
|
|
پيش گفتار فرهنگ موضوعی تالشی - فارسی ( به بهانه ی معرفی این اثر ) تالش مركزي از نظر جغرافياي زباني، شامل بخشِ اسالمِ شهرستانِ تالش، و بخشِ پره سرِ شهرستانِ رضوانشهر است كه بين حوضة رودهاي ناورود در شمال، و شفارود در جنوب واقع شده اند. اين محدوده كه مساحتي بالغ بر 950 كيلومتر مربع را در بر ميگيرد، از غرب با ستيغ هاي رشتهكوه تالش از شهرستان خلخال جدا مي گردد و از طرف شرق نيز به درياي خزر منتهي مي شود. رودخانة شفارود، تالش مركزي را در جلگه از دهستان هاي خوشابر و گيل دولابِ بخش مركزي رضوانشهر، و در كوهستان از شهرستان ماسال جدا مي سازد. بدين ترتيب، گسترة زباني تالش مركزي از لحاظ طبيعي شامل حوزة ناورود، خاله سرا، ديناچال، ارده و جبهة شمالي شفارود است. با توجه به شرايط محيط طبيعي تالش، حدود 80 درصد از مساحت تالش مركزي در بخش كوهستاني قرار گرفته، و شامل بخش هاي زير است: الف- كوهپايهها و ارتفاعات مياني با پوشش هاي انبوه جنگلي كه خانوارهاي جنگلنشين به صورت تكخانواري يا آبادي هاي كوچك در آن ساكن اند و به دامداري سنّتي مشغول هستند. ب- ارتفاعات ييلاقي كه بالاتر از ارتفاع 2000 متري قرار گرفته، و پوشيده از مراتع اند. اين عرصه هرچند سكونت گاههاي تاريخي وَسكَه، اَردَه، چروده و گيلانده را در خود جاي داده است، اما به خاطر آب و هواي نسبتاً سرد كوهستاني، امروزه عدة اندكي در آنها سكونت دائمي دارند. و ... ادامه ی مطلب ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||
|
|
|
|
|
پيش در آمدي بر خط تالشي امید. م خواندن و نوشتن راهي براي انتقال مفاهيم است. براي فهم يك مطلب بايد ما بتوانيم مطلب را بخوانيم و مهمتر آنكه، زباني كه مطلب به آن نوشته شده است رابدانیم. كمتر اتفاق مي افتد كه كسي بخواهد مطلبي را بخواند در حالي كه زبان آنرا نمي داند، پس بحث برروي اين است كه چگونه زباني را كه مي دانيم؛ بنويسيم و بخوانيم. تالشي(تاتي) از زبانهايي است كه ظاهراً آثار نوشتاري باقي مانده(يا در دست) ازاين زبان كمتر بوده و بحث نوشتن و خواندن اين زبان مقوله اي است كه در يكي دو دههء اخير مطرح شده است. البته يادمان نرود در بررسي زواياي تاريخي زبان تالشي، شواهدي وجود دارد كه در گذشته ها خواندن و نوشتن اين زبان وجود داشته است. اما فاصلهء زماني نسبتاً طولاني سبب شده است كه امروزه در ايران، در بين تالشها ، مشكل خواندن و نوشتن تالشي بصورت مسئله اي مهم در امده است. قابل ذكر است كه در جمهوري آذربايجان خواندن و نوشتن تالشي در بين تالشان، خوب رواج يافته است ... ادامه ی مطلب ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 5:12 بعد از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||
|
|
|
|
|
گذری بر « ایسپی رو تا کورا »
فرزاد بختیاری مرکیه اشاره : نوشتاری که ذیلاً از نظر می گذرانید مقدّمه ای است به قلم نگارنده در معرّفی نخستین مجموعه شعر تالشی " آرمین فریدی هفته خونی " ، یعنی " ایسپی رو تا کورا " که در سال ۱۳۸۵ چاپ و منتشر شده است . غرض از به نمایش گذاشتن این مقدّمه ، قبل از هرچیز ، معرّفی مجموعه مذکور به علاقه مندان شعر تالشی است . باشد که مفید افتد ؛ ایدون باد ! ▀ آنچه پیش رو دارید، نخستین مجموعه شعر شاعر و پژوهشگر جوان موسیقی تالش، آرمین فریدی هفتَه خونی (تالشَه شوونَه) است. در این مجموعه،«صد و سی»( 1 )دوبیتی تالشی « شوونَه» را از نظر می گذرانیم.( 2 ) بسیاری از اشعار این دفتر قبلا در نشریات تالشی به چاپ رسیده و در پاره ای از اجراهای گروه موسیقی داتام (آشیر) و دیگران مورد استفاده قرار گرفته اند. پیش از این ، شماری از دوبیتی های عامیانه (شفاهی) تالشی( ٣ )، گزیده ای از دوبیتی های مرحوم شوقی ( ٤ )و اندک دوبیتی هایی از دیگر شعرای تالش(٥ ) منتشر شده اند؛ امّا، « ایسپی رو تا کورا(سپید رود تا کورا) » اولین مجموعه دوبیتی تالشی است که به صورت جداگانه و مستقل به زیور طبع آراسته می گردد. ... ادامه ی مطلب ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 11:21 بعد از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||
|
|
|
|
|
ذوالفقار احمد زاده ، پدر شعر تالشي
دکتر علی عبدلی نام ذوالفقار احمد زاده پئنسري (1942 - 1898)، شاعر و روزنامه نگار انقلابي تالشتا سال 1990 تقريبا نا شناخته بود. تنها گروهي از سالمندان و روشنفكران تالش شمالياورا ميشناختند و اشعاري از ايشان را به خاطر داشتند . پس از فروپاشي شوروي، بر رسي احوال و گردآوري و نشر آثار وي به وسيله هلالمحمد اف با جديت آغاز شد و با انتشار مقالاتي متعدد و چند كتاب ، به جهانادبيات معرفي گرديد. اكنون با استناد به همان آثارو نوشتههاي ميتوان از ذ. احمد زاده به عنوانپدر شعر تالشي و يك نابغه ادبي ياد كرد . زمانيكه در تالش جنوبي فرامرز مسرور با انتشار منظومه خنديله پئشت، سرودن بهزبان تالشي را در آغاز يك شاهراه قرار داد، سالهاپيش از آن شاعراني چون صدقي پونليو ميرزا فرهاد شهنازي، تقريبا همزمان با احمد زاده، اشعاري به تالشي سروده بودند وليدر تالش شمالي ذوالفقار احمد زاده هنگامي ظهور ميكند كه هيچ تجربه قابل اشارهاي ازسرودن به زبان تالشي وجود نداشت ... ادامه ی مطلب ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت 11:43 قبل از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||
|
|
|
|
|
ادبیات داستانی تالش
رستم خجالتی یکی از آرزوهایم، برداشتن یک دوربین فیلمبرداری و رفتن به روستاها و ییلاقات زادگاهم و صحبت با قوم و خویشهایم بود. دلم میخواست از گذشتهها حرف بزنند از داستانها و افسانههای قدیمی بگویند و من آنها را ضبط کنم. این موضوع مدتهای مدیدی ذهنم را به خود مشغول کرده بود؛ ولی هیچ گاه عملی نشد و نخواهد شد. خیلی از کسانی که میخواستم با آنها حرف بزنم دیگر نیستند. باجیلی نهنه نیست، رحیمهخاله نیست، هیدی مامو نیست، کامیل مامو نیست و... نیستند. خجالتی بودنم اصلیترین عامل نرفتنم بود. وگرنه، تا کنون باید دهها ساعت فیلم ضبط شده داشتم. از دل این حرفها و گفتگوها چندین و چند داستان بیرون میآمد، ولی افسوس. واین افسوس هم به جمع افسوسهای دیگر زندگیم که شمارشان در حال افزایش است اضافه میشود. و ... ادامه ی مطلب ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:51 بعد از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||
|
|
|
|
|
در جستجوي تجربه هاي نو
دکتر علی عبدلی اشاره : چندي ست در باره شعر امروز تالش گفتگو هايي در گرفته است. اين خيلي خوب است . خجسته باد! بگذاريد اين گفتگو ادامه پيدا كند و كم كم به كارگاه نقد علمي برسد؛ تا بلكه دولت دگرگوني اي بدمد. از شاعران و اديبان تالش نيز انتظار مي رود كه در فرايند آفرينش و نوآوري هاي خويش به سراي ديگر زمينه هاي تجربه اندوزي نيز سري بزنند، مانند توان سنجي زبان تالشي در وستي 1 ( ترجمه ) ادبيات ديگر زبانها به تالشي. فراموش نشود كه پس از انقلاب سوسياليستي، دانشوران تالش شمالي حتا به وستي شاهكارهاي ادبيات جهان به تالشي پرداختند و به پيروزي هاي چشمگيري نيز دست يافتند. اكنون هنگام آن است كه ماهم دست به كاري در اين زمينه ها بزنيم تا ببينيم چه پيش خواهد آمد. ما به نوبه خود دو شعر پرآوازه سهراب سپهري را با حفظ وزن و بدون كوچكترين تغيير شكلي و محتوايي ، به تالشي تالشدولايي برگردانده ايم . ببينيد چگونه است : و ... ادامه ی مطلب ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:41 بعد از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||
|
|
|
|
|
چه کار باید کرد تا فرزندان ما تالشی را درست صحبت کنند؟
لیثی حبیبی ( م . تلنگر ) به نظر من به کار بردن این یا آن واژه ی فارسی ، لطمه ی چندانی به تالشی نمی زند. از سویی بسیاری از آن کلمات ، در تالشی نیز بوده اند و ریشه شان بیشتر بر می گردد به پهلوی و تالشی تا به فارسی امروز . به عنوان نمونه کلمه ی زیبای « واژه » ی پهلوی ، با « واجاواج » و « واتـِن = گفتن » تالشی ریشه ی مشترک دارد و یا این که در روزگاری نه چندان دور ، « خروشیدن » نیز در تالشی کاربردی عام داشته ؛ ولی اکنون از دایره ی رواج آن بسیار کاسته شده و فقط « درِج » های کوه نشین( 1 ) هنوز آن را به کار می برند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 0:14 قبل از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||
|
|
|
|
|
زبان تالشی و کالبد شکافی واژه ها ( بخش نخست )
لیثی حبیبی ( م . تلنگر ) مقدّمه : آن چه را که ذیلاً از نظر می گذرانید ، بخشی از دیدگاه های سرور ارجمند ، جناب آقای سیّد لیث الله حبیبی ، متخلص به « م . تلنگر » ، در حوزه ی « ریشه شناسی و تحلیل واژه های تالشی ، ایرانی و غیر ایرانی » ست که تا کنون با نهایت تواضع و گمنامی و البته از سر بزرگواری ، در بخش « نظرات » وب سایت های مربوط به تالش و تالشان ارائه کرده اند . به دلیل اهمیّت نظرات زبان شناسانه ی آقای حبیبی که همواره با احساس و ذوقی پرحرارت و روحی روشن از جنس شعر نیز همراه و همزاد اند ، ما بر آن شدیم آن ها را در صفحات اصلی وب سایت های مربوط به موضوع ، بیاوریم تا بیشتر مورد استفاده گیرند . به همین منظور ، از جنابشان اجازه ی این کار را خواستیم و ایشان علیرغم این که با « جلوه گری » اصلاً میانه ی خوبی ندارند ،به دلیل اهمیّت مسئله ، درخواست مان را پذیرفتند و برای همیشه ما را مدیون لطف و مهربانی خود ساختند . شایان ذکر است که این بزرگوار با وجود تقریبا سه دهه دوری از مام میهن ، همواره دلشان برای ایران و فرهنگ ایرانی ، اقوام برادر و همریشه ی ایرانی و زبان و هویت قوم ایرانی تالش تپیده است . « م . تلنگر » متولـّد روستای « لیپا » ی ماسال و ساکن کشور آلمان است. و ... ادامه ی مطلب ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 9:39 قبل از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||
|
|
|
|
|
تالشی زومونی سرنیویشت
آرمین فریدی هفته خونی مقدّمه : اه چی ک بن دره خونه ، ای گله مصاحیبه یه .ام مصاحیبَه ، قَرارا ایلَه تالشَه ویژَه نامَه کو تالشی زوونی نَه چاپ ببی کٌ ام ناجَه ایته دوملَه دَلَکَه؛ بما چون چه ی موضوعِن تالشی فرهنگی سرنوشتی را مهمینَه، اَی ام وبلاگی کو منتشر کَرَم. ام ویژَه نامَه بونورَه ، من و چمه برا، یاسر کرم زادَه ، هشتاد و چاری سالی کو نوئه و قَرارا باهارِ تالشی کو مونتَشیر ببی. امه ام واتمون ( مصاحبَه ) ده ، سه گلَه تالشی فرهنگی یون کو، ام سه گلَه بونورَه دَفَرسی ( بنیادی یَه سؤال ) تالشی زوونی بارَه دَفَرسَه و ام سه عزیزی حَفصَلَه نَه چَمَه جَواوی دونَه. و... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 0:48 قبل از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||
|
|
|
|
|
پیسی نَقل pisi naql ( قصـّه ی کچل )
می گویند در گذشته ها مردی زندگی می کرد که به پیس(pis = کچل) معروف بود. او به خاطر کچل بودنش به این نام معروف شده بود. پیس آدم خوش شانسی بود. او عاشق دختر عمویش بود. اما عمویش از او خوشش نمی آمد و نمی خواست دخترش را به او بدهد. پیس هم برای این که دل عمو را به رحم آورد و او را راضی به ازدواج کچل با دخترش نماید، دست به هر کاری می زد. اما عمویش هرگز راضی نمی شد. این کار سبب شده بود که پیس جمله عمو کلَه را می خایم( amu kƏla rā mixāyƏm یعنی دختر عمو را می خواهم) را ورد زبان خود نماید. او هر جا که می رفت این جمله را به زبان می آورد.او آن قدر این را گفت که سبب شد عمویش عصبانی شود و خانه او را به آتش کشد. عموی پیس خانه پیس را به آتش کشید. پیس هم چاره ای جز تحمل ندید. اما اندک اندک تصمیم گرفت از عمویش انتقام بگیرد. ولی نمی دانست از چه راهی باید این کار را بکند. لذا شروع به دور کردن خاکستر خانه خود از محل خانه کرد تا دوباره در همانجا خانه ای نو احداث کند. او خاکستر ها را در کیسه می ریخت و ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 0:19 قبل از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||
|
|
|
|
|
چند دوبیتی از ادبیات شفاهی تالش
آهو بله چیرا یاغه بگردست گاهی کوه و گاهی باغه بگردست همه باغی بلبل نال انده ناله چمه بلبل چیرا لاله بگردست ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 0:3 قبل از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||
|
|
|
|
|
ادبیّات تالش
دکتر علی عبدلی ازادبيـّات تالش هنوز فقط تا جايي كه مربوط به حوزه فرهنگ عامه است، ميتوان سخن گفت . بيـــرون از اين حــوزه آن چه كه به چشــم ميآيد ، آثار نسبتاًاندكــي است كه اغلــب در زمينهي شعــر پديـد آمــده و ســرودن شعــر نيــز نهضتي استكه از سال هاي بعــد از 1920 به وسيله ي تالشــان آن ســوي مـــرز، به پيشاهنگي كسانيچون زلفقار احمد زاده و مظفر نصيرلي آغاز گرديده و در ايران از سال هاي پس از1350پي گرفته شده است. پيش از اين تاريخ چند تن از شاعران تالش، مثلصــدقي پونلي، فـــرهاد شهنازي و سيد محمود شرفي ، دوبيتي هايي به زبان تالشي ازخود به يادگار گذاشتهاند. چند دوبيتي نيز در دست است كه منتسب به شيخ سعــد الــدين كشفي و شيخجنيد و امير ساسان، يا اميـــره سالــوك گسكـــري ميباشند. اگر اين موضوع تأييدشود، ردپاي شعر غيرعاميانه تالشي را تا سده ی نهم هجـــري نيز ميتوان دنبال كـــرد. در تاريخچه ي ادبيات تات و تالش ، با نام دو نفر به نامهاي شيخ مهان كشفيو شيخ سعــدالـدين كشفي روبرو ميشويم اولي به استناد اطلاعاتي كه در دستميباشد (كاروند كسروي ، ص 358) معاصر شيخ صدرالدين ( 704 - 794 ) و ازاهالي نمين اردبيل بوده . اگر چه... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 10:58 بعد از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||
|
|
|
|
|
كجايي تالش و كيستي تالشان دكتر محمد تقي رهنمايي تالش كجاست و تالشان كيستند ؟ بسياري از ما هميشه مورد اين پرسش قرار گرفته ايم .بويژه دوستان جوان در مدارس و دانشگاهها، هنگاميكه با ساير هموطنان خود روبرو مي شوند، در پاسخگويي درست به آن با مشكلات زيادي روبرو مي شوند و غالباً مي گويند جايي است بين انزلي و آستارا. چرا تالش اينقدر ناشناخته و يا كم شناخته است ؟ اين مقاله را من ابتدا با سبك و سياق ديگري كه بدرد پژوهشهاي علمي مي خورد نوشتم. مروري بر آن كردم، ديدم خيلي به درد نسل جوان ما كه در جستجوي هويت خود با زبان ساده هستند نمي خورد. از همينرو آنرا با انشا و مضموني ساده نوشتم كه اينك مي خوانيد... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط فرزاد بختیاری مرکیه
|
|
||