( پایگاهی برای شناخت بیشتر داشته های زبانی-ادبی قوم ایرانی تالش )

 فرزاد بختیاری مرکیه

توضيحي كوتاه:مطلبی را که در پی می خوانید،اخيراً در يادنامه ي دكتر عبدلي به چاپ رسيده است. از آن جايي كه در يادنامه، تغييراتي در اين كوتاه نوشته به وجود آمده و خطاهايي بدان راه يافته،اصل آن را كه پيش از اين عيناً براي دبير يادنامه (جناب آقاي حسين صفري سيدآبادي فومني) فرستاده بودم، در اين پايگاه مي آورم تا خواننده ي ارجمند تصور نفرمايد كه نگارنده ي ناچيز پس از شانزده - هفده سال تدريس نگارش و ويرايش و علوم متعلّقه، از «دانش ويرگول - نقطه»بي بهره است!   

 □ □ □

      1- مجموعه ي آثار كهن و نوي موجودي كه به نوعي مي توان درباره ي «سرزمين و قوم تالش» اطـّلاعاتي از آن ها به دست آورد، در يك نگاه به دو دسته ي كلـّي قابل تقسيم اند: الف) آثاري كه مستقيماً به تالش نمي پردازند؛ امّا بنا بر دلايل و مناسبت هاي مختلف، ذكري از تالش نيز در آن ها به ميان آمده است. ب) آثاري كه مستقيماً به تالش مي پردازند و فلسفه ي وجودي آن ها كلـّاً يا بعضاً با مسايل و مباحث گوناگون سرزمين و قوم تالش گره خورده است.

      هر كدام از اين دو دسته ي كلـّي خود به دو دسته ي ريزتر، يعني «آثار مكتوب» و «آثار غيرمكتوب» تقسيم مي شوند.

      2- آن گاه كه از «تالش شناسي» و چند و چون آن به عنوان شاخه و زير مجموعه اي از ايران شناسي سخن به ميان مي آيد، به اجبار سر و كار ما با آثار دسته ي «ب» خواهد بود.

      بي گمان تالش شناسي با نخستين آثاري كه به صورت مشخـّص به شناخت و شناساندن تالش پرداخته اند، پا به عرصه ي وجود گذارده است؛ امّا تعيين اين كه اوّلين آثار مربوط به حوزه ي تالش شناسي دقيقاً كدام اند و به چه «زمان، مكان، اشخاص و زباني» تعلـّق دارند، كار آساني نيست. با وجود تلاش هايي كه در رابطه با كتاب شناسي تالش صورت گرفته، به نظر مي رسد هنوز نمي توان با قاطعيـّت تمام در اين زمينه سخن گفت.

      آن چه در اين خصوص در اختيار داريم بيشتر مربوط به آثار مكتوب دسته ي «ب» است. توضيح اين كه برخي از پژوهشگران و پديدآورندگان منابع معاصر تالش شناسي كوشيده اند تا فهرستي هايي به شكل عام يا خاص از آثار مكتوبي كه مستقيماً به تالش مربوط مي شوند، به دست دهند (براي نمونه ر.ك: مدني،1369؛ عبدلي،1380: 49-36؛ حاجت پور،1383: 34-30؛ رضايتي،1386: 20 - 19)؛ ولي مطمئناً نمي توان ادّعا داشت كه اين فهرست ها همه ي آثار مد نظر را در خود دارند. رسيدن به فهرستي دقيق در اين رابطه و ارائه ي كتاب شناسي كامل تالش، يقيناً به دقـّت، پژوهش و زمان بيشتري نياز دارد.

□ □ □

      3- آثار جناب آقاي دكتر عبدلي عمدتاً مكتوب اند و اكثر آن ها به صورت ويژه به حوزه ي تالش و تالش شناسي ارتباط پيدا مي كنند.

      4- آثار مكتوب مربوط به حوزه ي تالش و تالش شناسي ايشان را مي توان با توجـّه به «نوع نوشته» در چهار گروه جاي داد: آفريده هاي ادبي (آثار ادبي)، ترجمه، تصحيح و تأليفات و تحقيقات (آثار گردآوري شده و پژوهشي). و ... ادامه ي مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 1:36 بعد از ظهر  توسط   | 

در آستانه ی سال نوی ایرانی ( روز چهارشنبه، 25 / 12 / 89 )، جناب آقای شهرام آزموده، سردبیر ماهنامه ی توقیف شده ی « تالش »، پس از تحمل 93 روز زندان، با استفاده از ماده ی 38 قانون مجازات های اسلامی، به صورت مشروط آزاد شد.

      گفتنی ست در تمام مدتی که آقای آزموده در حبس گذراند، هم خود ایشان و هم خانواده اش سختی ها و نگرانی های زیادی متحمل شدند. جدای از همه ی شرایط و مسایل دشوار و دل آزار، بیماری قلبی حاد شهرام، موردی بود که خانواده و دوستان وی را به شدت نگران کرده بود.

      جا دارد در این جا از زحمات آن دسته از فعالان جنبش فرهنگی تالش که به شیوه های گوناگون و متناسب با شرایط، برای رهایی شهرام و دلداری خانواده اش تلاش کرده اند، صمیمانه قدردانی شود.

      با آن امید که با آغاز سال نوی خورشیدی، دیگر هیچ وقت جامعه ی تالش، شاهد چنین اتفاقات ناگوار و نادلخواهی نباشد و مشکلات عدیده ی شهرام عزیز برای همیشه مرتفع شود.

      سال نو بر همه ی دوستان و همراهان عزیز و " مهربان " خجسته باد !  

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط   | 

(برای بالابلند شعر تالشی، جناب فرامرز مسرور ماسالی)


ناصر حامدی

نوشتن درباره ی شعر کسی که نه فقط دوستش داری، بلکه مهربانی و هدایتش را در فصلی از زندگی نمی توانی از یاد ببری، آسان نیست. 
        کسی که به تو جرأت سرودن داد. کسی که بسیاری از همزبانانت با شعر او زیسته اند، گریسته اند، عاشق شده اند و حالا سر بر دامان خاک نهاده اند ( خدایشان بیامرزاد! ). کسی که هنوز صفای معلّمی در چهره اش موج می زند و چراغ های علاقه به نوشتن را در دل بسیاری از همشهریان خوش ذوقت روشن کرد.
        فرامرز مسرور ماسالی بی گمان چهره ماندگار شعر تالشی است؛ کسی که زبان و جهانش عاشقانه و نزدیک و بی نظیر است.
       شعرش :
        گاهی رود است ، پر شور و پر سرود و پر جنبش؛
        گاهی جنگل است، پر درخت و سر به فلک کشیده و آرام؛
        گاهی چشمه است، زلال و جوشان و جاری 
        و گاهی کوه است ،با صلابت و بی غلط و استوار.
       شعر مسرور ماسالی سرشار از عشق به مردم و سرزمین دوست داشتنی تالش است.
        گاهی چنان او را لطیف و رها می یابیم که به تعبیر «کمند حواس و عقل و هوش را رها کرده و از خود بیخود شده است ».
       هر چند از کنار مثنوی ها و غزل های ناب تالشی استاد نمی توان به سادگی گذشت؛ امّا می خواهم شما را دقایقی به مهمانی منظومه ی " خندیله پشت " ایشان ببرم .
       مسرور فرزند روستاست؛ ذهنی بی آلایش دارد و با رنج های مردم روزگارش آشناست. هم تلخ و شیرین قشلاق را چشیده و هم از روزهای پر ماجرای ییلاق با خبر است. بنا براین با زبانی سالم و حسی قوی و نگاهی روشن امام زاده زادگاهش را مخاطب قرار می دهد و با استفاده از آرایه " جان بخشی "شکلی طبیعی و زیبا و باورپذیر به همه آنچه می خواهد می دهد:
        خندیله پشت، اورو چمن دیل پوره           یاد اشته چمن دیلی را نوره   و
... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط   | 

محمـّد مهدی نورمحمـّدی گشتی

اگر بخواهیم نگاهی کوتاه به روند تاریخی تغییرات شعر در چند قرن اخیر داشته باشیم، خواهیم دید که شعر جهان با رنسانس و وارد شدن صنعت و تکنولوژی و گسترش دامنـه ی زندگی بشر، دیگر محدودیـّت های ساختار کهن را برنمی تابید؛ از این رو در طی جریانی پوست انداخت و زبانی نو و درخور زندگی امروز و هماهنگ با ظرفیت های تکنولوژیک آن آفرید.

      در ایران هم با انقلاب مشروطه و تحوّلات اجتماعی و سیاسی بعد از آن و به همـّت نیما یوشیج، تغییرات اساسی در محتوا و ساختار شعر فارسی به وجود آمد که بعدها توسط شاگردان راستینش تکامل یافت.

      بعد از این مقدمه ی کوتاه، حال اگر بخواهیم نگاهی به شعرتالش داشته باشیم، مشاهده میکنیم که آنچه امروز آن را شعر تالش می خوانند هنوز از هزارتوهای دست و پاگیر سنـّت ها بیرون نیامده است.

      هر چند شعرهایی که با دیدی مدرن و زبانی نو و قدرتمند که حاصل نواندیشان شعر تالش می باشد در گوشه و کنار دیده می شود، امـّا متأسفانه جریان اصلی شعر تالش هنوز درگیر سنـّت هاست.

      اگر به نشریات تالش سری زده و اندکی تأمّل نماییم متوجّه می شویم که هنوز و با گذشت سالها از تثبیت شعر نو در جهان و همچنین ایران، بیشتر شعرهای چاپ شده یا در قالبی سنـّتی سروده شده و یا اگر مدرن است، هنوز آن قدرت اندیشه و زبان محکم و ساختارمند را برای شکستن سدهای گذشته ندارد و این موضوع در حقیقت یک تهدید بسیار بزرگ و جدّی برای شعر تالش و باعث عقب ماندن آن از قافله ی شعر دیگر نقاط ایران و جهان است. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط   | 

روز جمعه، 17 /10 / 89  ، با حضور گرم جمعي از شعراي تالش و دوستداران استاد مسرور ماسالي، نشستي ادبي در «شركت فرهنگي نقش تالشان» ( فرهنگخانه ی تالش ) در رشت برگزار شد كه در طي آن از تلاش هاي فرهنگي و ادبي استاد مسرور ماسالي تجليل به عمل آمد.
     در ابتداي نشست، آقای آرمين فريدي ضمن سپاسگزاري از مدعوين، برگزاري اين نشست را يك ايده ي جمعي برشمرد و آن را جلسه اي مقدماتي براي برپايي مراسم بزرگداشتي درخور استاد مسرور و ديگر پيشكسوتان فرهنگ و هنر تالش دانست و از اقدامات قانوني براي تغيير نام مجموعه ي «نقش تالشان» به «فرهنگخانه ی تالش» خبر داد. 
     در اين نشست ادبي، فرزاد بختياري، پس از سخنراني كوتاهي در مورد جايگاه ويژه ي استاد مسرور در جنبش فرهنگي و ادبي تالش، چند سروده ي تالشي خود را قرائت كرد. به دنبال آن، آقایان رسول عليزاده ماكلواني، نقي مهر پويا، ياسر كرمزاده، امين رحماني و محمـّد عاشوري با خواندن اشعار تالشي پرشورشان ، فضاي كوچك  مجموعه را مملو از شعر و غزل تالشي نموده و رازناكي سحرآميز زبان، فرهنگ و سرزمين تالش را پيش چشم حضار گستردند.
     همچنين، در اين جلسه، نقي مهر پويا، آرمين فريدي و سهراب ظهيري، خواننده محجوب و محبوب تالش، به اجراي موسيقي حزين و زيباي تالشي پرداختند و حاضران مشتاق، بی ریا گریستند و اشک ریختند.
     بعد از اجرای موسیقی، آرمين فريدي به نمايندگي از جمع، متن تقديرنامه نفيسي را كه توسط شاگردان و دوستداران استاد مسرور تهيه شده بود، قرائت كرد و از نقی مهر پويا ، بختياري و اشكبوس اسرارپوش دعوت كرد تا از سوي جمع، از سرديس (مجسمه سر استاد مسرور ) رونمايي كنند. گفتني است اين سردیس اثر چنگیز اقبالي ست؛ همو كه سرديس شعرايي چون احمدرضا احمدي و شاملو نیز از آثار اوست. و ...ادامه ی مطلب ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 9:27 بعد از ظهر  توسط   | 

      با کمال تأسف، باخبر شدیم که بالأخره پس از حرف و حدیث های بسیار، شش ماه محکومیت جناب آقای شهرام آزموده، سردبیر ماهنامه ی تالش، امروز به اجرا درآمد و ایشان روانه ی زندان شد. لازم به ذکر است وی در حالی زندانی می شود که دچار بیماری شدید قلبی و تحت نظر پزشک می باشد.

      آزموده فعلا به دلیل پرونده ی مربوط به شکایت شهرداری اسالم علیه ایشان راهی زندان شده است. شهرداری اسالم مدعی ست که آزموده در ماهنامه ی تالش به درج اخباری مبادرت نموده که واقعیت ندارد.

     جا دارد اضافه شود که ماهنامه ی تالش به دلیل شکایت های متعدد مسئولین منطقه، از جمله شکایت فرمانداری تالش، شهرداری اسالم، دانشگاه پیام نور رضوانشهر و ... ، مدتی پیش توقیف شده است.

     ما ضمن همدردی با خانواده ی محترم آقای آزموده و اعلام نگرانی بابت وضعیت جسمی ایشان، به جد خواستار آنیم که مشکل وی و ماهنامه ی تالش به زودی مرتفع شود.  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط   | 

swoicwqubpcui3ae3ht.jpg

       شهرام آقاجاني، شاعر جوان و نوگراي تالش، به علت سقوط از طبقه ی پنجم ساختمان درگذشت. از اين شاعر جوان، آثار زيادي در مطبوعات ادبي گيلان و ايران منتشر شده است. از جمله آثاری از او در مجله ی کارنامه، از نشریات ادبی کشور، به چاپ رسیده است. مرحوم شهرام آقاجاني كارشناس ارشد زبان و ادبيات انگليسي بود و به تازگي مشغول تدريس در دانشگاه هاي تالش شده بود. او سال ها دبير زبان انگليسي مدارس شهرستان تالش بود.

       اين ضايعه ی بزرگ را به خانواده ی محترم آن مرحوم و جامعه ی تالش تسلیت می گوییم.

       روحش شاد و يادش گرامي باد!

منبع : وبلاگ تالش شناسی

http://taleshshenasi.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط   | 

۱ -متن خبر به نقل از سایت عصر ایران: 

       نشريه ی "تالش" به‌دليل ايجاد اختلاف مابين اقشار جامعه از طريق طرح مسائل نژادي و قومي و انتشار مطالب و عكس از افرادي كه در معارضه با نظام و همسو با گروه‌هاي مخالف اسلام هستند و انتشار مطالب نشريه در مسير خلاف نظام جمهوري اسلامي، به استناد ماده 2 و بند 9 ماده 6 و تبصره ماده 12 قانون مطبوعات، توقيف و پرونده جهت پيگرد قانوني به مرجع قضايي ارسال شد.

۲ - سوگنوشته ی سردبیر ماهنامه ی تالش:

      دردناک ترین خبر دوره فعالیت مطبوعاتی ام را ساعتی پیش در سایت عصر ایران خواندم: ماهنامه ی « تالش » توقیف شد! ماهنامه ای که سردبیری اش را به عهده دارم. ماهنامه ای که به واقع یکی از فرزندانم بود! توقیف این نشریه در واقع مرگ سومین فرزندم بود! توقیف این نشریه در واقع مرگ کوچک ترین فرزندم بود! فرزندی که روزها و شب های زیادی را برای بزرگ کردن و درست تربیت کردنش صرف کرده بودم. تازه به سن هفت سالگی رسیده بود. و هنوز مانند یک کودک هفت ساله شیرین بود و دوست داشتنی!! و چه سخت بود خواندن خبر مرگ فرزندی که تا لحظاتی پیش برای روزهای آینده اش در ذهن خود برنامه ریزی می کردم. چه تلخ است خواندن حکایتی که با تمام کردنش تازه می فهمی باید برای همیشه از یکی از فرزندانت بالاجبار خداحافظی کنی و شبها و روزهایت را بی او سپری نمایی. و چه سخت است مرگ فرزندی که برایش آرزوها داری.چه سخت است اندیشیدن درباره ندیدن فرزندی که شبانه روز با تو بود و تو با او بودی و برای او بودی و او برای ملتت بود. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 9:27 بعد از ظهر  توسط   | 

حسین صفری سید آبادی

 الا شه دونه شــي پشونيیـَه یـْمه                   پــــرا جنگلي كو چته، هتـَه یـْمه

مگه مˇ شا  دبرده شنگه دشمـِن                  ريشه صد ويشه كو آتنیيـَه يـْمه

 نارنه گف :

          پنجاه دهه اولنه نيمه كو كˇ خيلي چمـَه اورونـَه خردنن دنیا دلکه نینا، فومنی مدرسه ئون کو چمه ماسالییه رفقن پيله مردكي نومی برين و يـَندي نه وايـْن اه  ياله مردكی اي گله بلنده شعر ( منظومه ) واته و چه نومي نوئه شه « خنديله پشت ».

         اه موقع خيلي جان دومه ام تالشه مردكي شعري بيا فم ( بتلفم ) ولي نشاتمه. چندین سال  دویرده و اینقلاب به ؛ هني نشاتمه اه ي يافته ؛ دا ام كˇهشتادی دهه اوائیلی را تالشون « خانه ی تالش »ي تهروني كو بˇ پا كرده و تهرون و گيلوني كو جشنواره ئوني را تاو آدوشونه. هشتاد و سه تاوستوني مسمه شاندرميني تالاري كو « شو ˇ شعر » ی استه. تهروني كو را دلكيمه واتمه شاندرمین بومون کˇ از كرا آم.

         دوربيني كرايه كردˇمه و صبي سحري را دلكيمه. ناهاری به دوم، چاری را آرسيمه ماسال و ها دره شيمه شاندرمين. تالاري بري سري منديمه و هته كو تكون نييـَردمه. ويندˇمه كاسه چمه خنده به رويه مردكي كرا آ. چمن ديلی واته پي هم بوبو. مˇ نه نزك آبه، واتمه: استاد مسرورماسالي؟ واتشه: خدا تˇ بدارˇ برا جان! تˇ كي استيره؟ واتمه: ازصفريیـْمه، تهرون دره « انجمن تالشان » ی کو اومه يـْمه گزارش تهيه بكرم. واتشه: خدا شمه بدارˇ! (« خدا شمه بدارˇ! » چه تكيه كلامه ). چه يي دیمي ماچ كردˇمه و  ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 8:25 قبل از ظهر  توسط   | 

 علی نصرتی سیاهمزگی

زبان جلوه‌گاه انديشه و احساس است. بررسي عناصر زباني هر ملت يا قوم ديدگاه آنها را دربارة هستي، خويشتن و ديگران مي‌نماياند. توصيف عناصر زباني، نوع رابطة سخنوران را با پيرامون خويش نشان مي‌دهد و دل‌مشغولي ذهن آنان را بر مي‌تاباند. ويژگي‌هاي روحي و ملي، آداب و عادات هر قوم در پس زبان نهفته است و زبان اقوام در فرهنگ عاميانه يا فرهنگ توده، مجموعه تعبيرات، تمثيلات، کنايات، ضرب‌المثل‌ها، چيستان‌ها، ترانه‌ها، دعاها، نفرين‌ها، رسوم، آداب، عادات، افسانه‌ها و بازي‌هاست.

    اهميت فرهنگ عاميانه در ديرينگي آنهاست. اين فرهنگ سينه به سينه از پيشينيان به نسل امروز رسيده است و از جنبة مردم‌شناختي، زيبايي‌شناختي و زبان‌شناختي شايستة بر رسيدن است. دير زماني نيست که انسان به جايگاه فرهنگ عامه پي برده و در گردآوري آن کوشيده است. براي نخستين‌بار، در اوايل قرن 19م، دو برادر آلماني؛ (Wilhelm Grimm) و (jacob Grimm) قصه‌هاي آلمان را به نام« افسانه‌های کودکان و قصه‌هاي خانه» چاپ کردند. فرهنگ عاميانة ايران را نخست‌بار پژوهشگران غير ايراني گرد آوردند. کنت دوگوبينو و الکساندر خودزکو  تعزيه‌هاي ايراني را گرد آوردند. هانري ماسه در سال 1925م، قصه‌هاي عاميانة ايران را در پاريس چاپ کرد. از ايرانيان آقاجمال خوانساري نخستين کسي بود که آداب و رسوم عوام را در کتاب عقايد النساء، معروف به کلثوم‌ننه، گرد آورد. پس از مشروطه، دهخدا و جمال‌زاده اصطلاحات عاميانه را وارد نثر کردند. احمد کسروي در اهميت فرهنگ عاميانه نوشت و صادق هدايت بنيان اصلي گردآوري فرهنگ عامه را گذاشت. او در سال1310 اوسانه و در سال1312 نيرنگستان را چاپ کرد (آرين‌پور، 1379: ص 445-451). گردآوري فرهنگ عاميانة اقوام ايراني به شناخت بیش‌تر اين اقوام کمک مي‌کند و بررسي و تحليل آنها لايه‌هاي مبهم يا پنهان زندگي آنها را روشن مي‌کند. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط   | 

دکتر پارسا يعقوبي جنبه‌سرايي

اجتماع متشكل از گروه‌هاي گذرا و ثابتي است كه با جمع ‌شدن در كنار هم و تعامل مادي و معنوي باعث رونق آن مي‌شوند. يك ملت خود اجتماعي بزرگ و عموماً متكي بر جماعتي ثابت است كه كاركرد مبتني بر مهر و كينِ آنها با يكديگر و گروه‌هاي احتماعي ديگر، ماية قوام آنها مي‌شود.

    مهم‌ترين جماعت براي هر ملت اقوام هستند. براي مثال ملت ايران متشكل از اقوام كرد، لر، ترك، فارس، تالش و ... است. مردم‌شناسان در تعريف قوم گفته‌اند: «قوم عموماً به يك گروه جمعيتي اطلاق مي‌شود كه داراي نام مشترك باشند، خود را از يك اصل دانسته و از سنت فرهنگي مشتركي سرچشمه گرفته باشند، فرهنگي كه مدعي تعلق به يك زبان، يك سرزمين و يك تاريخ باشد» (ریویر، 1379: ص25). سنت فرهنگي مشترك كه يكي از اركان ثبات قومي است خود مبتني بر سه اصل است: زبان، آيين، ادبيات.

    ديرينگي تاريخي قوم تالش با توجه به زبان آن قوم و تطبيق آن با زبان‌هاي ایرانی ميانه و باستان بر كسي پوشيده نیست و دانستن اين‌كه جغرافياي تالش زماني از آذربايجان شوروي تا آن‌سوي سفيدرود كشيده شده بود، امروزه دردي را دوا نخواهد كرد. مهم اين است كه اولاً، تالش كنوني شامل سه شهرستان تالش، رضوان‌شهر، و ماسال شاندرمن است. هرچند در لنكران آذربايجان، نمين، عنبران و شفت به زبان تالشي تكلم مي‌شود. ثانياً، نه‌تنها رویدادهای تاريخي و سياسي، جغرافياي سياسي تالش را به سه شهرستان فوق‌الذكر محدود كرده، بلکه تأسف‌بارتر آن است ‌که از اين قوم كهن با فرهنگ متمايز، خصلت‌هاي اصیل و برجستة فرهنگی نيـز رخت بر بستـه است و اينـك عنـوان تـالـش بيش‌تر براي آن اقليم پذيرفته‌تر است تا قوم. با تعريفي كه از واژة قوم به دست دادیم و خصايصي كه براي آن بر شمردیم، هم‌اکنون اين خصلت‌ها در قوم تالش بسيار كم‌رنگ شده است. براي اثبات اين مدعا به زبان، آيين‌ها و ادبيات اين قوم می‌پردازیم. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 4:26 بعد از ظهر  توسط   | 

 دكتر محرم رضايتي كيشه خاله

1. مقدمه

در قلمرو جغرافيايي اغلب گويش ها، گونه هاي زباني متعددي وجود دارد كه از نظر آوايي، و گاه، دستوري از هم متمايزند. گستردگي حوزة اقليمي گويشوران، وجود موانع طبيعي، چون كوه ها، رودها و دره ها، زندگي عشيره اي و قبيله اي، عدم وجود خط و آثار فرهنگي مدون و... از جمله عواملي هستند كه در ضعف يا گسستگي ارتباط گويشوران با يكديگر، و در نتيجه، تنوع گونه اي گويش ها، به ويژه در روزگاران گذشته، نقش مؤثري داشته اند.

     بديهي است سرعت تحول گونه هاي مختلف گويش ها يكسان نيست و مانند دگرگوني زبان هاي رسمي، به عوامل زيادي بستگي دارد. بررسي تطبيقي و تاريخي زبان ها در حوزه هاي مختلف، مي‌تواند در يافتن خط سير تحولات، و تعيين وجوه مشترك آنها بسيار راهگشا باشد.  

     مصدرها و همچنين فعل ها از جمله عناصري هستند كه ساختمان دستوري آنها كمتر، یا به تعبیری دیگر، به كندي تغيير و تحول پيدا مي كنند. با مطالعه، استخراج و توصيف درست آنها مي توان بسياري از ويژگي هاي گويش هاي مختلف را كه در طي قرون حفظ شده است، باز شناخت. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط   | 

محمود رنجبر 

واژه‌ها عناصر سازه‌اي زبان هستند، زنده و پویا متولد مي‌شوند، مي‌بالند، و گاه به كام فراموشی و فروپاشی فرو مي‌روند. بررسی تطبیقی و ریشه‌شناختی واژه‌ها، و در پی آن گویشها و زبانهاي مختلف به حلقه‌اي شگفت‌انگيز به نام «وحدت زباني» مي‌انجامد. حلقه‌اي مفقوده كه بسياري از زبان‌شناسان بر انسجام زبانهاي امروزي و منشأ آنها از يك يا چند زبان محدود در گذشته‌هاي دور پاي مي‌فشارند و با بررسي و تطبيق گویشها و زبانها به دنبال آن هستند تا به کشف زبان یا مجموعه‌اي محدود از خانوادة زبانها نايل گردند. لغت فرس اسدي، فرهنگ قواس، صحاح الفرس، فرهنگ جهانگيري، لغت‌نامة دهخدا، فرهنگ فارسی معين، و در اين اواخر فرهنگ فارسی انوری تلاشهاي ارزشمندی است که با روشهاي مختلف براي معرفي و حفظ واژگان و همچنين ايجاد منابعي موثق براي زبان‌شناسان آتي با هدف ياد شده و رسيدن به موضوع و كشف ايدة «وحدت زباني» صورت می‌گیرد. در سالهاي اخير تلاش‌هاي گسترده‌اي از سوي محققان براي ثبت و ضبط گويشهاي محلي صورت گرفته است. البته، در اين ميانه ذوقهاي سليمي نيز به واسطة علاقه به زبان مادري در تلاشي مضاعف براي جمع‌آوري گويشهاي محلي اقدام كرده‌اند كه البته به دليلِ آشكار عدم عنايت به متد دانشگاهي و فصول مترتب بر پژوهشهاي زبان‌شناختي در پاره‌اي موارد نه تنها به حفظ كيان گويشها كمك نكرده، بلكه محققان جوان و برآمدگان نسلهاي آتي را نيز با مشكل جدی مواجه می‌سازد. شايد ساده‌ترين مثال براي اين مهم، عدم توجه به گسترة تاريخي و به تعبیری خ‍َلطِ مسائل درزماني و همزماني گويشها باشد. و ... ادامه ی مطلب ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط   | 

تالش مركزي از نظر جغرافياي زباني، شامل بخشِ اسالمِ شهرستانِ تالش، و بخشِ پره سرِ شهرستانِ رضوانشهر است كه بين حوضة رودهاي ناورود در شمال، و شفارود در جنوب واقع شده اند. اين محدوده كه مساحتي بالغ بر 950 كيلومتر مربع را در بر مي‌گيرد، از غرب با ستيغ هاي رشته‌كوه تالش از شهرستان خلخال جدا مي گردد و از طرف شرق نيز به درياي خزر منتهي مي شود. رودخانة شفارود، تالش مركزي را در جلگه از دهستان هاي خوشابر و گيل دولابِ بخش مركزي رضوانشهر، و در كوهستان از شهرستان ماسال جدا مي سازد. بدين ترتيب، گسترة زباني تالش مركزي از لحاظ طبيعي شامل حوزة ناورود، خاله سرا، ديناچال، ارده و جبهة شمالي شفارود است.

     با توجه به شرايط محيط طبيعي تالش، حدود 80 درصد از مساحت تالش مركزي در بخش كوهستاني قرار گرفته، و شامل بخش هاي زير است:

     الف- كوهپايه‌ها و ارتفاعات مياني با پوشش هاي انبوه جنگلي كه خانوارهاي جنگل‌نشين به صورت تك‌خانواري يا آبادي هاي كوچك در آن ساكن اند و به دامداري سنّتي مشغول هستند.

      ب- ارتفاعات ييلاقي كه بالاتر از ارتفاع 2000 متري قرار گرفته، و پوشيده از مراتع اند. اين عرصه هرچند سكونت گاه‌هاي تاريخي وَسكَه، اَردَه، چروده و گيلانده را در خود جاي داده است، اما به خاطر آب و هواي نسبتاً سرد كوهستاني، امروزه عدة اندكي در آنها سكونت دائمي دارند. و ... ادامه ی مطلب ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط   | 

امید م.

خواندن و نوشتن راهي براي انتقال مفاهيم است. براي فهم يك مطلب بايد ما بتوانيم مطلب را بخوانيم و مهمتر آنكه، زباني كه مطلب به آن نوشته شده است رابدانیم. كمتر اتفاق مي افتد كه كسي بخواهد مطلبي را بخواند در حالي كه زبان آنرا نمي داند، پس بحث برروي اين است كه چگونه زباني را كه مي دانيم؛ بنويسيم و بخوانيم.

     تالشي(تاتي) از زبانهايي است كه ظاهراً آثار نوشتاري باقي مانده(يا در دست) ازاين زبان كمتر  بوده   و بحث نوشتن و خواندن اين زبان مقوله اي است كه در يكي دو دههء اخير مطرح شده است. البته يادمان نرود در بررسي زواياي تاريخي زبان تالشي، شواهدي وجود دارد كه در گذشته ها خواندن و نوشتن اين زبان وجود داشته است. اما فاصلهء زماني نسبتاً طولاني سبب شده است كه امروزه در ايران، در بين تالشها ، مشكل خواندن و نوشتن تالشي بصورت مسئله اي مهم در امده است. قابل ذكر است كه در جمهوري آذربايجان خواندن و نوشتن تالشي در بين تالشان، خوب رواج يافته است. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط   | 

                                                گذری بر « ایسپی رو تا کورا »

                                                                                                       فرزاد بختیاری مرکیه

اشاره : نوشتاری که ذیلاً از نظر می گذرانید مقدّمه ای است به قلم نگارنده در معرّفی نخستین مجموعه شعر تالشی " آرمین فریدی هفته خونی " ، یعنی " ایسپی رو تا کورا " که در سال ۱۳۸۵ چاپ و منتشر شده است . 

      غرض از به نمایش گذاشتن این مقدّمه ، قبل از هرچیز ، معرّفی مجموعه مذکور به علاقه مندان شعر تالشی است . باشد که مفید افتد ؛ ایدون باد !                                                         

       آنچه پیش رو دارید، نخستین مجموعه شعر شاعر و پژوهشگر جوان موسیقی تالش، آرمین فریدی هفتَه خونی (تالشَه شوونَه) است. در این مجموعه،«صد و سی»( 1 )دوبیتی تالشی « شوونَه» را از نظر می گذرانیم.( 2 )  بسیاری از اشعار این دفتر قبلا در نشریات تالشی به چاپ رسیده و در پاره ای از اجراهای گروه موسیقی داتام (آشیر) و دیگران مورد استفاده قرار گرفته اند.

       پیش از این ، شماری از دوبیتی های عامیانه (شفاهی) تالشی( ٣ )، گزیده ای از دوبیتی های مرحوم شوقی ( ٤ )و اندک دوبیتی هایی از دیگر شعرای تالش(٥ ) منتشر شده اند؛ امّا، « ایسپی رو تا کورا(سپید رود تا کورا) » اولین مجموعه دوبیتی تالشی است که به صورت جداگانه و مستقل به زیور طبع آراسته می گردد. ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط   | 

                                       ذوالفقار احمد زاده ، پدر شعر تالشي‌

                                                                                                       دکتر علی عبدلی

 نام‌ ذوالفقار احمد زاده‌ پئنسري‌ (1942 - 1898)، شاعر و روزنامه‌ نگار انقلابي‌ تالش‌تا سال‌ 1990 تقريبا نا شناخته‌ بود. تنها گروهي‌ از سالمندان‌ و روشنفكران‌ تالش‌ شمالي‌اورا مي‌شناختند و اشعاري‌ از ايشان‌ را به‌ خاطر داشتند .

پس‌ از فروپاشي‌ شوروي‌، بر رسي‌ احوال‌ و گردآوري‌ و نشر آثار وي‌ به‌ وسيله‌ هلال‌محمد اف‌ با جديت‌ آغاز شد و با انتشار مقالاتي‌ متعدد و چند كتاب ، به‌ جهان‌ادبيات‌ معرفي‌ گرديد.

اكنون‌ با استناد به‌ همان‌ آثارو نوشته‌هاي‌ مي‌توان‌ از ذ. احمد زاده‌ به‌ عنوان‌پدر شعر تالشي‌ و يك‌ نابغه‌ ادبي‌ ياد كرد .

زمانيكه‌ در تالش‌ جنوبي‌ فرامرز مسرور با انتشار منظومه‌ خنديله‌ پئشت‌، سرودن‌ به‌زبان‌ تالشي‌ را در آغاز يك‌ شاهراه‌ قرار داد، سالهاپيش‌ از آن‌ شاعراني‌ چون‌ صدقي‌ پونلي‌و ميرزا فرهاد شهنازي‌، تقريبا همزمان‌ با احمد زاده‌،  اشعاري‌ به‌ تالشي‌ سروده‌ بودند ولي‌در تالش‌ شمالي‌ ذوالفقار احمد زاده‌ هنگامي‌ ظهور مي‌كند كه‌ هيچ‌ تجربه‌ قابل‌ اشاره‌اي‌ ازسرودن‌ به‌ زبان‌ تالشي‌ وجود نداشت‌ و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط   | 

                                                   ادبیـّات داستانی تالش

                                                                                                                   رستم خجالتی

یکی از آرزوهایم، برداشتن یک دوربین فیلمبرداری و رفتن به روستاها و ییلاقات زادگاهم و صحبت با قوم و خویش‌هایم بود. دلم می‌خواست از گذشته‌ها حرف بزنند از داستان‌ها و افسانه‌های قدیمی بگویند و من آن‌ها را ضبط کنم. این موضوع مدت‌های مدیدی ذهنم را به خود مشغول کرده بود؛ ولی هیچ گاه عملی نشد و نخواهد شد.

خیلی از کسانی که می‌خواستم با آن‌ها حرف بزنم دیگر نیستند. باجیلی نه‌نه نیست، رحیمه‌خاله نیست، هیدی مامو نیست، کامیل مامو نیست و... نیستند.

خجالتی بودنم اصلی‌ترین عامل نرفتنم بود. وگرنه، تا کنون باید ده‌ها ساعت فیلم ضبط شده داشتم. از دل این حرف‌ها و گفتگوها چندین و چند داستان بیرون می‌آمد، ولی افسوس. واین افسوس هم به جمع افسوس‌های دیگر زندگیم که شمارشان در حال افزایش است اضافه می‌شود. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:51 بعد از ظهر  توسط   | 

                                            در جستجوي تجربه هاي نو

                                                                                                        دکتر علی عبدلی

 اشاره  :  چندي ست در باره شعر امروز تالش گفتگو هايي در گرفته است. اين خيلي خوب است . خجسته باد! بگذاريد اين گفتگو ادامه پيدا كند و كم كم به كارگاه نقد علمي برسد؛ تا بلكه دولت دگرگوني اي بدمد. از شاعران و اديبان تالش نيز انتظار مي رود كه در فرايند آفرينش و نوآوري هاي خويش به سراي ديگر زمينه هاي تجربه اندوزي نيز سري بزنند، مانند توان سنجي زبان تالشي در وستي 1 ( ترجمه ) ادبيات ديگر زبانها به تالشي. فراموش نشود كه پس از انقلاب سوسياليستي، دانشوران تالش شمالي حتا به وستي شاهكارهاي ادبيات جهان به تالشي پرداختند و به پيروزي هاي چشمگيري نيز دست يافتند. اكنون هنگام آن است كه ماهم دست به كاري در اين زمينه ها بزنيم تا ببينيم چه پيش خواهد آمد.

ما به نوبه خود دو شعر پرآوازه سهراب سپهري را با حفظ وزن و بدون كوچكترين تغيير شكلي و محتوايي ، به تالشي تالشدولايي برگردانده ايم . ببينيد چگونه است : و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط   | 

                          چه کار باید کرد تا فرزندان ما تالشی را درست صحبت کنند؟

                                                                                               لیثی حبیبی ( م . تلنگر ) 

به نظر من به کار بردن این یا آن واژه ی فارسی ، لطمه ی چندانی به تالشی نمی زند. از سویی بسیاری از آن کلمات ، در تالشی نیز بوده اند و ریشه شان بیشتر بر می گردد به پهلوی و تالشی تا به فارسی امروز .

به عنوان نمونه کلمه ی زیبای « واژه » ی پهلوی ، با « واجاواج » و « واتـِن = گفتن » تالشی ریشه ی مشترک دارد و یا این که در روزگاری نه چندان دور ، « خروشیدن » نیز در تالشی کاربردی عام داشته ؛ ولی اکنون از دایره ی رواج آن بسیار کاسته شده و فقط « درِج » های کوه نشین( 1 ) هنوز آن را به کار می برند.
آری ! به کار بردن این یا آن واژه ی دلپذیر پهلوی ، تاتی( 2 ) و فارسی نه فقط لطمه ای به تالشی نمی زند ، بلکه حتی در کامل کردنش می تواند نقش بسیار مؤثـّر داشته باشد. یادمان نرود که تالشی تاکنون شکل نوشتاری نداشته و زبانی بوده است عمدتاً گفتاری . یک زبان گفتاری ( شفاهی ) نمی تواند تمام داشته ها و ویژگی هایش را حفظ کند . و ...ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 0:14 قبل از ظهر  توسط   | 

                      زبان تالشی و  کالبد شکافی واژه ها ( بخش نخست )

                                                                                    لیثی حبیبی ( م . تلنگر ) 

مقدّمه : آن چه را که ذیلاً از نظر می گذرانید ، بخشی از دیدگاه های سرور ارجمند ، جناب آقای سیّد لیث الله حبیبی ، متخلص به « م . تلنگر » ، در حوزه ی « ریشه شناسی و تحلیل واژه های تالشی ، ایرانی و غیر ایرانی » ست که تا کنون با نهایت تواضع و گمنامی و البته از سر بزرگواری ، در بخش « نظرات » وب سایت های مربوط به تالش و تالشان ارائه کرده اند .

         به دلیل اهمیّت نظرات زبان شناسانه ی آقای حبیبی که همواره با احساس و ذوقی پرحرارت و روحی روشن از جنس شعر نیز همراه و همزاد اند ، ما بر آن شدیم آن ها را در صفحات اصلی وب سایت های مربوط به موضوع ، بیاوریم تا بیشتر مورد استفاده گیرند . به همین منظور ، از جنابشان اجازه ی این کار را خواستیم و ایشان علیرغم این که با « جلوه گری » اصلاً میانه ی خوبی  ندارند ،به دلیل اهمیّت مسئله ، درخواست مان را پذیرفتند و برای همیشه ما را مدیون لطف و مهربانی خود ساختند .  

         شایان ذکر است که این بزرگوار با وجود تقریبا سه دهه دوری از مام میهن ، همواره دلشان برای ایران و فرهنگ ایرانی ، اقوام برادر و همریشه ی ایرانی و زبان و هویت قوم ایرانی تالش تپیده است . « م . تلنگر » متولـّد روستای « لیپا » ی ماسال و ساکن کشور آلمان است. و ... ادامه ی مطلب ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط   | 

تالشی زومونی سرنیویشت

                                                                                                    آرمین فریدی هفته خونی

مقدّمه : اه چی ک بن دره خونه ، ای گله مصاحیبه یه .ام مصاحیبَه ، قَرارا ایلَه تالشَه ویژَه نامَه کو تالشی زوونی نَه چاپ ببی کٌ  ام ناجَه  ایته  دوملَه دَلَکَه؛ بما چون چه ی موضوعِن تالشی فرهنگی سرنوشتی را مهمینَه، اَی ام وبلاگی کو منتشر کَرَم.                                  

ام ویژَه نامَه بونورَه ، من  و چمه  برا،  یاسر کرم زادَه ، هشتاد و چاری سالی کو  نوئه و قَرارا باهارِ تالشی کو مونتَشیر ببی.                                                                                            

امه ام واتمون ( مصاحبَه ) ده ، سه گلَه تالشی فرهنگی یون کو، ام سه گلَه بونورَه دَفَرسی ( بنیادی یَه سؤال ) تالشی زوونی بارَه دَفَرسَه  و  ام سه عزیزی حَفصَلَه نَه چَمَه جَواوی دوئه.  و ... ادامه ی مطلب ...                                                                                                


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 0:48 قبل از ظهر  توسط   | 

                          پیسی نَقل pisi naql ( قصـّه ی کچل )

می گویند در گذشته ها مردی زندگی می کرد که به پیس(pis = کچل) معروف بود. او به خاطر کچل بودنش به این نام معروف شده بود. پیس آدم خوش شانسی بود. او عاشق دختر عمویش بود. اما عمویش از او خوشش نمی آمد و نمی خواست دخترش را به او بدهد. پیس هم برای این که دل عمو را به رحم آورد و او را راضی به ازدواج کچل با دخترش نماید، دست به هر کاری می زد. اما عمویش هرگز راضی نمی شد. این کار سبب شده بود که پیس جمله عمو کلَه را می خایم( amu kƏla rā mixāyƏm  یعنی دختر عمو را می خواهم) را ورد زبان خود نماید. او هر جا که می رفت این جمله را به زبان می آورد.او آن قدر این را گفت که سبب شد عمویش عصبانی شود و خانه او را به آتش کشد. عموی پیس خانه پیس را به آتش کشید. پیس هم چاره ای جز تحمل ندید. اما اندک اندک تصمیم گرفت از عمویش انتقام بگیرد. ولی نمی دانست از چه راهی باید این کار را بکند. لذا شروع به دور کردن خاکستر خانه خود  از محل خانه کرد تا دوباره در همانجا خانه ای نو احداث کند. او خاکستر ها را در کیسه می ریخت و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط   | 

چند دوبیتی از ادبیات شفاهی تالش

 

آهــو   بله   چیــرا  یاغه   بگردست

گاهی کــوه و گاهی باغه بگردست

همه  باغی  بلبل  نال  انده    ناله

   چمه  بلبل  چیـرا  لاله   بگردست ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 0:3 قبل از ظهر  توسط   | 

ادبیّات تالش

دکتر علی عبدلی 

ازادبيات‌ تالش‌ هنوز فقط‌ تا جايي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ حوزه‌ فرهنگ‌ عامه‌ است‌، مي‌توان‌ سخن‌ گفت‌.بيرون‌ از اين‌ حوزه‌ آن چه‌ كه‌ به‌ چشم‌ مي‌آيد، آثار نسبتاًاندكي‌ است‌ كه‌ اغلب‌ در زمينه‌ي‌ شعر پديد آمده‌ و سرودن‌ شعر نيز نهضتي‌ است‌كه‌ از سال هاي‌ بعد از 1920 به‌ وسيله‌ ي‌ تالشان‌ آن سوي‌ مرز، به‌ پيشاهنگي‌ كساني‌چون‌ زلفقار احمد زاده‌ و مظفر نصيرلي‌ آغاز گرديده و در ايران‌ از سال هاي‌ پس‌ از1350 پي‌ گرفته‌ شده‌ است‌. پيش‌ از اين‌ تاريخ‌ چند تن‌ از شاعران‌ تالش‌، مثل‌صدقي‌ پونلي‌، فرهاد شهنازي‌ و سيد محمود شرفي‌ ، دوبيتي‌ هايي‌ به‌ زبان‌ تالشي‌ ازخود به‌ يادگار گذاشته‌اند.

چند دوبيتي‌ نيز در دست‌ است‌ كه‌ منتسب‌ به‌ شيخ‌ سعد الدين‌ كشفي‌ و شيخ‌جنيد و امير ساسان‌، يا اميره‌ سالوك‌ گسكري‌ مي‌باشند. اگر اين‌ موضوع‌ تأييدشود، ردپاي‌ شعر غيرعاميانه‌ تالشي‌ را تا سده‌ ی نهم‌ هجري‌ نيز مي‌توان‌ دنبال‌ كرد. در تاريخچه‌ ي‌ ادبيات‌ تات‌ و تالش‌ ، با نام‌ دو نفر به‌ نامهاي‌ شيخ‌ مهان‌ كشفي‌و شيخ‌ سعدالدين‌ كشفي‌ روبرو مي‌شويم‌ . اولي‌ به‌ استناد اطلاعاتي‌ كه‌ در دست‌مي‌باشد (كاروند كسروي‌، ص‌ 358) معاصر شيخ‌ صدرالدين‌ (704 - 794 ) و ازاهالي‌ نمين‌ اردبيل‌ بوده ‌. اگر چه‌ با عنايت‌ به‌ اين‌ كه‌ زبان‌ تالشي‌ هنوز در اطراف‌نمين‌، روستاي‌ عنبران‌ رايج‌ است‌ و از اين‌ رو زبان‌ قديم‌ نميني‌ها نيز در قلمروتالشي‌ قرار مي‌گيرد ، ولي‌ در نوشته‌هاي‌ پيشين‌ او را آذري‌ و آذري‌ زبان‌ معرفي‌كرده‌اند و در اين‌ كتاب‌ نيز سروده‌ هايش‌ در بخش‌ تاتي‌ آمده‌ است‌. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط   | 

 كجايي تالش و كيستي تالشان

دكتر محمد تقي رهنمايي

تالش كجاست و تالشان كيستند ؟ بسياري از ما هميشه مورد اين پرسش قرار گرفته ايم .بويژه دوستان جوان در مدارس و دانشگاهها، هنگاميكه با ساير هموطنان خود روبرو مي شوند، در پاسخگويي درست به آن با مشكلات زيادي روبرو مي شوند و غالباً مي گويند جايي است بين انزلي و آستارا. چرا تالش اينقدر ناشناخته و يا كم شناخته است ؟

     اين مقاله را من ابتدا با سبك و سياق ديگري كه بدرد پژوهشهاي علمي مي خورد نوشتم. مروري بر آن كردم، ديدم خيلي به درد نسل جوان ما كه در جستجوي هويت خود با زبان ساده هستند نمي خورد. از همينرو آنرا با انشا و مضموني ساده نوشتم كه اينك مي خوانيد.

     وقتي مي گوييم تالش يعني سرزميني كه در امتداد سواحل غربي درياي خزر از شمال تالاب انزلي تا دلتاها و مصب رودخانه كورا در تالش شمالي كشيده شده است. مرزهاي غربي آن با خط الراس كوههاي تالش از استان اردبيل جدا مي شود و نوشته هاي قديمي، مرز جنوبي آنرا رودخانه سفيدرود و رودبار امروزي نوشته­اند .

     منطقه تالش سرزمين وسيعي است كه از شمال به جنوب در امتداد سواحل غربي درياي خزر كشيده شده است .محدوده جغرافيايي قومي آن بمراتب از محدوده جغرافيايي سياسي . يعني واحدهاي سياسي و اداري كه در قالب آن اداره مي شود، وسيعتر است . و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 10:55 بعد از ظهر  توسط   |